نتایج جستجو برای عبارت :

اصلا رقیه نه. مثلا دختر خودت.

۸
    ‌                        بسم رب الرقيه  
اصلا رقيه نه به خدا دختر خودت
یک شب میان کوچه بماند چه می‌کنی؟
در بین ازدحام و شلوغی بترسد و
یک تن به او کمک نرساند چه می‌کنی؟
اصلا خیال کن که کسی دختر تورا
در بین جمعیت بکشاند، چه می‌کنی؟
یا که خدانکرده کسی روی صورتش
سیلی محکمی بنشاند، چه می‌کنی؟
یا فرض کن که دخترتو جای بازی‌اش
هرشب دعای مرگ بخواند چه می‌کنی؟
اَصلا کسی بیاید و با تازیانه اش
خاک از لباس او بتکاند چه می‌کنی؟
#مجید_تال
        ‌      
آسفالت حیاط مدرسه ای که توش هیئت داریم بشدت خرابه و پسرک ماهم بشدت پرتحرک و مدام در حال دویدن
خیلی مواظبش بودم که زمین نخوره، آخرش یه لحظه که ازش غافل شدم، دوید، رو آسفالتا خورد زمین و بینی و لبش خون شد. 
انقدر ازین اتفاق به هم ریختم که هرکس منو میدید میفهمید یه چیزیمه
بعد هیئت یکی ازم پرسید چی شده؟ علی چش شده؟ 
نتونستم خودمو نگه دارم، بغضم ترکید و زدم زیر گریه
 
من طاقت زمین خوردن بچمو ندارم.
فدای بچه هات اباعبدالله. فدای رقيه ی سه سالت که ه
اصلا رقيه نه … دختر خودت … یک شب اگر میان کوچه بماند ، چه می شود ؟! مهدی جان … امسال دخترانت روضه خوان محفل ما هستند ‌‌… پ.ن : رقيه های محمد مهدی بر سر پیکر پدر … ?➖➖➖➖➖➖➖?️ ? شهید راه نابودی اسرائیل ? ?➖➖➖➖➖➖➖?️
نوشته دو دختر شهید مهدی لطفی نیاسر برسر پیکر پدر … اولین بار در شهید محمد مهدی لطفی نیاسر. پدیدار شد.
   اصلا رقيه نه، مثلا دختر خودت؛ یک شب میان کوچه بماند، چه میشود ؟؟؟
 
اصلا بدون کفش، توی بیابان، پیاده نه !!! در راه خانه تشنه بماند، چه میشود
؟؟؟
 
ی از او به سیلی و شلاق و فحش، نه ! تنها به زور گوشواره بگیرد، چه میشود
؟؟؟
 
گیریم خیمه نه، خانه و یا سرپناه، نه ! یک شعله پیرهنش را بگیرد، چه میشود
؟؟؟
 
در بین شهر، توی شلوغی، همیشه، نه ! یک شب که نیستی، بهانه بگیرد، چه میشود
؟؟؟
 
اصلا پدر، عمو و برادر، نه، جوجه ای، تشنه مقابل چشمش بمیرد، چه میشود
دختر بودن سخته 
گاهی خسته میشی ازینکه مجبوری خودت موهاتو ببافی ؛ خودت بری تو آینه یکم کج شی کجکی نگاش کنی بگی خوشگل شد ، خوشگل شدیا ! 
دوس داری یکی بیاد بگه, بده من موهاتو شونه کنم واست ببافم . دیگه نیاز به آینه نیس اون که بگه خوشگل شده کافیه . 
اصلا تو که بیای همه آینه ها رو میشکنم فقط میخوام تو نگام کنی . خودمو تو چشای تو ببینم . همین بسه همین ینی من خوشبخت ترینم
چقدر فضا سنگین و نفس گیر میشه
وقتی تو یه اتاق تاریک
این ساعت از شب
تنهایی
یه آهنگ گوش کنی که حتی ملودی هرثانیه ش انگار وزن زیادی داره
. مثلا
"به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم"
.
.
اصلا انگار تو یه خیال غرق میشی
غرق شدنی که خودت انتخاب کردی دردشو
میدونی دختر جون ، شاید اگه خودت باشی شاید اگه خود خود واقعیت باشی ، آدمای کمتری دور و برت بمونن . ولی اونقدر اونقدر اونقدر خودت حس و حال خوبی بهت دست میده که میگی چرا زودتر این تصمیم رو نگرفتم ! 
ببین دختر جون ، با خودت فکر نکن فلانی چی میگه اون یکی چی میگه خودتو ول کن بره :)) راحت باش
بگو ، بخند ، شاد باش
از فردا شروع نکن
باور کن که تو به اندازه کافی خوبی و قشنگی .
" از باور کردن دروغ هایی که درباره تان گفته میشود دست بردارید تا تبدیل به همان کسی ش
تقلا با تلاش فرق دارد.تلاش را کاری ندارم.
میخواهم از تقلا بگویمت.بگویمت که تقلا خوب نیست و تو شاید حتی آن را از تلاش هم بهتر بلدی.
تقلا وقتی ست که در آبی و رو به غرق شدن ، دست و پای آن وقتت میشود تقلا ، غرق ترت میکند.
و تو میدانی چند بار غرق شدی از تقلا. و تو میدانی چقدر به دیگران نهیب زدی برای دورکردنشان از تقلا.اما خودت .!
تقلا نکن دختر.میدانم از غرق شدن میترسی.اصلا برای همین میگویم تقلا نکن.آرام بگیر.دست و پا نزن.هرچه قرار باشد بشود میشود.تو خودت
بسم الله الرحمن الرحیم

ان شاءالله عازم ڪربلا هستیم
.
.
.
.
.

الڪے مثلا اینقدر خوبــ هستیم ڪه آقا امام حسین(ع) ما رو هم طلبیده
الڪے مثلا آرزوے کربلا رفتنمون داره محقق میشه
الڪے مثلا اینقدر محرم نوڪری اربابو کردیم که دلش برامون سوخته
الڪے مثلا شوق وصالمون داره زیاد میشه چون لحظه های وصال نزدیکه
الڪے مثلا ما هم فردا لبــ مرزیم
الڪے مثلا ما هم قدم قدم با یه علم پیاده میریم حرم
الڪے مثلا امام حسین(ع) خیلی هوامونو داره.
الڪے مثلا اصلا حسادتــ نمیک
میدونینبااااایدنباید نباید روی هییییییچ بنی بشری حساب باز کرد که بعدش خودت دلشکسته بشیهمه کاراتو خودت پیش ببر.و زیااااد روی کسی تمرکز نکندنبال همراه همپایه نگردکه ادمیزاد نصفه و نیمه س.ممکنه باشه.مممکنه نباشهتو کارهاتو خودت با کمک خدا پیش ببرمثلا ورزشی که خیلی وقته میخاستی بریو خودت تنهایی برو اسم بنویسو برو.و یا اون کلاس که منتظر دوستتی و بارها بهش گفتی‌.‌دیگه باید خودت بری اسم بنویسی و شروع کنی و اهدافتو پیش بگیری‌.
خدایا بیا معامله ای بکنیمتو دلم را برای خودت برداردر عوضخودت را به من بدهمیدانم دلم اینقدرها نمیارزد اما تو که بی نیازیاصلا معامله نهبیا و همه ی خودت را به من ببخشمی شود خدا؟من را از من بگیری و تنها تو برایم باقی بگذاری؟
 یکی از پسرهای فامیل، بعد از گرفتن فوق لیسانس شیمی از یه دانشگاه توپ ! پارسال کنکور تجربی داد و پزشکی بین الملل قبول شد . 
پسر خوب و سالمیه . و بسیار پیگیر و پر تلاش ! حالا یه مقدار سنش داره زیاد میشه و میخواد زوجه اختیار کنه .
به بابام گفته که دنبال کیس مناسب میگردم و . امروز صبح بابام داشت دوستای من رو پایین بالا میکرد ببینه کدومشون لیاقتش رو دارن مامانم نیت شوم بابا رو فهمید و گفت بیکاااریا ! پسره کار و باری نداره دانشجوعه خیلی هنر کنه از پس ش
  مثلا من خودم باشم و تو هم خودت باشی. مثلا من همان دختر خانه ای باشم که تا مهمان می آید می چپد توی اتاق و عمرا برای دیدار مهمان های عید دیدنی پایین نمی آید و هیچ عروسی و مهمانی و ختم فامیل های دوری نمی رود. و تو هم همان پسری باشی که اهل عید دیدنی و مهمانی و عروسی و ختم فامیل های دور نیست و اینطوری باشد که قصه بهم رسیدنمان بدون هیچ فراز و فرودی اینقدر به درازا بکشد.
دختر عمه ام که خواهر زاده اش را اذیت میکرد با خودم میگفتم چطور دلش می آید مگر سادیسم دارد؟! اما دیروز که دست های خیسم را زیر پاهای کوچکت گذاشتم جمع شدی و صدای گریه و فغانت به هوا خواست تازه فهمیدم چه کیفی میدهد!!! ^_^ درست مثل وقت هاییکه سمانه را در خوابگاه آنقدر اذیت میکردم که گریه اش میگرفت!! اما امان از وقتی که نبود! آنقدر سراغش را از دیگران میگرفتم که کلافه میشدند! اصلا من حق عمه بودن به گردنت دارم! معلوم نیست فرداها قرار است چقدر فحش خورم از جا
یکی بود یکی نبودکنارسمبل و سمورتوی دل آسمونبالباس فرشتمونموهای شل و شموربا چشای سبز و سطوریه دختری نشسته بودکه اسم اون فاطمه بوداین فاطمه یروز دوروزبا برگه ی سفیدمونیواش یواش بارفیقاشمیرفت پیش معلماشمعلم این قصمونمیگفت فاطمه جونبخون برام این کتابوتادلم بشه طوفان یهوراز دختر قشنگبا لباس رنگ و رنگبا چشم خجالتیبا لب قراعتیبا یه بابای نازنینپشت چادر بهشتبا دختر نماز خونشنشسته بود میگفت خداای ابر و نور این دنیاای خدای این بنده هابنده های
همین اول بگم به جان خودم من دستم جلو پیشونیم بود برای فرار از تیغ افتاب. اصلا راستش اول دو نفر رو دیدم از پیچ خیابون به دو پیچیدند بعد که دقت کردم دیدم که دو نبود و مشغول هول دادن ماشین بودن. ببین اصلا در تمام عمرم سابقه نداشت چنین جمله ای بگم ولی نمیدونم به خاطر تاثیر خوندن متوالی توییت های خاطرات و ایضا زر زر و ناله های جماعت مدعی مخالفت با نگاه جنسیتی بود که یهو با خودم گفتم حتما راننده ش هم خانمه که چشم چرخوندم سمت شیشه جلو و یه مرد سیبیلو رو
چی بگم؟ یه دختر خیلی خیلی جذاب با چشمای عجیب و لبای درشت و بدن خوش تراش و باسن خوش فرم بسیار مغرور بود اما میدونم خیلی هم مهربونه دختر قوی ای بود دختر قوی ای هست نمیخوام بزرگش کنم ولی دقیقا همون جور آدمیه که هرپسری با اولین نگاه ممکنه عاشقش شه . نمیدونم اصلا به من چه نه؟
یک وقت هایی هم  مسله اصلا این نیست که خودت را زندانی، تنهایی کنی تا قدر دان تو باشند یا بفهمند دنیا بی تو چیزی کم دارد یک وقت هایی تو خودت ،  دلت میگرد از همه چیز نیاز داری که تنها باشی  کمی خلوت کنی و فکر کنی،درباره ی شلوغی دورت. چند نفر دوست واقعی اند و چند نفر تظاهر میکنند به دوستی . راستش باید خیلی هم فکر کنی تا بشناسی شان، آنهایی را که یا سرتا پا تناقض اند یا سر تا پا تظاهر. این آدم ها روح را آزار میدهند، مریضش می
آمده ام سوی خودت می بوسم از روی خودت
ندارم که عطر خوشی عشق است بوی خودت
در معرکه دلکشین دنیای فانی،هیشه و از ازل
عالم همه در یک کنار نارزد به تار موی خودت
هر جا که دل با تو هست آبرو هم با تو هست
آبروی هرکه آبروداران بسته به آبروی خودت
آسان گرفته ای به ما بی خانمان هستیم در تو 
بی خانمانی با تو عشق و همه جا کوی خودت
+عذاب وجدانت واسه چیه ؟
-میدونی مثلا من هنوز نمیدونم که اون منو میخواد میفهمی ؟
+باز کاراگاه بازی در آوردی ؟D:
-نه میدونی ، خب فهمیدم تازه یه بار هم گفتن چرا آرام نمیاد میخوایم آرام ببینیم :/ 
+از دست تو :)
-الان تازه مثلا من هنوز نمیدونمه :))) 
+چرا نرفتی ببینیش ؟ 
-خب به نظرم بهتر فکر کنه جوابم منفی تا در واقعیت بخوام بگم :| اصلا حس عذاب وجدان دارم ،،، شاید اگه واقعا بهم گفته بودن زودتر جواب منفی میدادم
+:|
-تازه زورم از این میگیره که موقع هایی که من حا
اطلاعات بروز :بِسْمِ اللَّهِ . ، الْحَمْدُ لِلَّهِ . فَاللَّهُ خَیرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ، . ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، . . سلام علیکمبِسْمِ . الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، . ، إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ، رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَینَهُمَا وَ . . یاد : م میاد یه زمانی شبهای ماه رمضان ، بعد افطار تا سهری که می خوردیم ، نمی خوابیدم ، نه اینکه هیچکاری نمی کردم و مثلا چشامو نمی بس
ریحانه جان نگران خواهرت هستم. خبر داری ازش؟؟؟ چرا دیگه هیچی نگفتی.رها جان نگرانتم دختر، چرا از خودت هیچ خبری نمیدی؟نل به خاطر سرک کشیدنای دوستای بی ملاحظه ای مثل من در وبلاگ را تخته کردی؟خانوم (لی لای عزیز) وبلاگ را بستی و دیگه ازت خبری نشد، دلتنگتم دختر جان یه خبری از خودت بدهآقای فرهاد من که نفهمیدم چرا یهو رفتی ولی اگه اینجا را میخونی یه توضیحی بدی ممنون میشمآناهیتا امروز یادت افتاده بودم، چرا وبلاگت را رها کردی و یهو رفتی؟هدی جان چند و
لیست نامهای زیبای دخترانه شیک و جدید
برای مشاهده اسم های زیبا و شیک دختر قسمت زیر را ببینید:
اسم دختر
قشنگ ترین نام های دختر برای فرزند دختر
اسم دختر شیک با ریشه های مختلف
اسم دختر ترکی شیک
اسم دختر کردی شیک
اسم دختر لری شیک
اسم دختر شیک فارسی
یکم فکر کن
چه چیزایی واسه آیندت میخواستی؟
تو همیشه اونارو مینوشتی درسته؟
پس چت شده؟
چرا داری خودتو و زندگیتو به باد میدی؟
هوم؟
ماری،
ماری
لطفا،
به خودت بیا
تو از آینده چی میخوای؟
همه رو همین الان اینجا بنویس
بدون اینکه حرف کسز برات مهم باشه،
بدون اینکه به وجود کسی توجه کنی،
بدون اینکه آدمارو ببینی
به خودت بیا دختر
به خودت بیا،
چندسال باید بگذره تا تو آدم شی؟
تا آخر عمر میخوای خودتو سرزنش کنی؟
یادبگیر ماری،
یاد بگیر تو حالت عادی هم بتونی همون
سلام سلام کی ماهه کی ستاره یهو فاز خاله دندونه نه نه خاله شادونه گرفتتم
ب نظر خوشال میام نه؟
دلممم جدیدا خیلی درد میکنهفک کنم یه مرضی گرفتم
چخبرر یوروبون؟؟
راستی خرآقا()چندشب پیش ویدیو لو رفت ازش که میمون رفته کلوب با چندتا دختر هم زبون تو فرانسه
بسیار هران‌کران میکردن و آن دختر افریته ی گیس بریده با انگشت میمونیش، برپشانی مبارک آقامون کوبید از برای تنبیه
اخه عنترررررر تو .میخوری میری کلووووبدختره ی سبککک تو چطووور جرئت کردی
خلاصه
بسیا
میدونی مواظب خودت باش یعنی همیشه سر قولات بمونمواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توعهمراقب خودت باش یعنی برام مهمیمواظب خودت باش یعنی نگرانتممواظب خودت باش یعنی دوستت دارممواظب خودت باش یعنی به خدا میسپارمتمراقب خودت باش یعنی از الان دلم واست تنگ شدهمواظب خودت باش یعنی
خودخواهی آنقدرها هم سخت نیست؛کافی است حرف کسی را نشنوی، حال کسی را نفهمی، حس کسی را درک نکنی، ذهنت فقط و فقط به خودت فکر کند و جز راحتی خودت را نخواهد.وقتی در همه چیز و همه حال و همه جا و همه کار، فقط خودت را دیدی - چه خودآگاه و چه ناخودآگاه- خودخواهی.وقتی از خودت نگذشتی برای کسی، وقتی همیشه و در هرجا و در هرحال خودت را در اولویت خواستی و هوای خودت را داشتی و غیر خودت را ندیدی و نفهمیدی، خود خواهی.به همین راحتی!
اینو در ادامه بگماینکه یه اخلاق بد تو اینه که یه حرفو میزنی
بعد زیرش میزنی!
مثلا وی این چندین سال بارها گفتی:
- تو یه دختر باپشتکار و باهوش و خلاف امواج شنا کن هستی و هر مردی ارزوشه تو رو داشته باشه
روز بعد:
- تو یه دختر بی ارزش و مثل بقیه دخترا هستی (یعنی بقیه دخترا هم بی ارزشن از نظر تو) و ارزش وقت گذاشتن نداشتی
دوباره روز از نو و روزی از نو
با خودت تکلیفت رو یه سره کن حداقل
ادم خسته میشه ازین همه دم دمی مزاجی.
اینم یکی دیگه از اخلاقای بدت هست.
که اگ
می تونم واسه خودم یه خوشی کوچولو جور کنم مثلا با دختر عمه قرار بذارم و یه کوچولو بگردمولی می ترسممی ترسم از خوشی داشتنمی ترسم که بد عادت بشم و نتونم بدبختیامو راحت تحمل کنم نتونم این خونه رو راحت تحمل کنممی ترسم از خوشی داشتن از لذت بردن حتی می ترسم از اصلا همه چیهر روز بیشتر حس می کنم که همه چی پیچیده ستبعضی وقتا شدیدا حس خوشحالی و اجتماعی بودن بهم دست میده و بعضی وقتا فقط دنبال یه سوراخم که برم توش و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشته با
آقایون میشه بپرسم تا چه حد مادرها و خواهرهاتون و کلا زن های خانواده رو توی تشخیص چهره و کلا ظاهر دختر مورد علاقه تون دخالت میدید؟ تا چه حد از دوستان خودتون نظر میخواید؟
واقعا یعنی نظر دیگران اهمیت داره توی انتخاب شما و یا تغییر نظرتون؟ یعنی موضوع رو به شور میذارید مثلا فلانی خوشگله یا نه و اگه گفتن نه این چیه به درد نمیخوره شما هم قبول میکنید با اینکه دوستش هم داشته باشید؟ این مورد رو دیدم متاسفانه. واقعا چرا بعضی هاتون نظر دیگران رو میخواید
دانلود کتاب صوتی خودت باش دختر اثر ریچل هالیس فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 19 حجم کل فایل ها: 450 مگابایت مدت زمان پخش: 8 ساعت و 21 دقیقه نویسنده: ریچل هالیس مترجم: هدیه جامعی زبان ترجمه: فارسی گوینده: معصومه عزیز محمدی ناشر: کتاب کوله پشتی تعداد صفحات: 232 درباره کتاب: ریچل هالیس در کتاب خودت باش دختر، به ما .دریافت فایل
دانلود کتاب صوتی خودت باش دختر اثر ریچل هالیس فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 19 حجم کل فایل ها: 450 مگابایت مدت زمان پخش: 8 ساعت و 21 دقیقه نویسنده: ریچل هالیس مترجم: هدیه جامعی زبان ترجمه: فارسی گوینده: معصومه عزیز محمدی ناشر: کتاب کوله پشتی تعداد صفحات: 232 درباره کتاب: ریچل هالیس در کتاب خودت باش دختر، به ما .دریافت فایل
تا حالا آدمهایی رو دیدید که به خرج بقیه زنده اندآدمهایی که بدون دیواری که بهش بپیچند بدون چوب قیم نمی تونن بایستن
آدمهایی که توی از خود مایه گذاشتن برای از خود خ ایه نگذاشتن استادندآدمهایی که حین مایه های زیادی که از خودشون میذارن البته فقط از راه زبون و نه از راههای سخت تر انقدر دور میرن که سر از تملق و لوسی منزجره کننده ای در میارن!
من این جور آدمها رو دیده ام
دیدن که سهله باهاشون زندگی کرده ام
انسانهای فرومایه ای که موقع عمل بسته ترین د
عشق چیه ؟ از کجا میاد ؟ چطور میشه مثلا یه دکمه در خودت به وجود بیاری و غیر فعالش کنی و از دستش راحت شی ؟‌
میشه ادمی بی احساس باشه ؟
میتونه هر روز با یکی باشه ؟
میتونه این چیزارو یاد بگیره ؟
چرا باید آدم اصلا عاشق کسی بشه
دلیلی نداره که
مغرور و تنها مثل یک ارتش یک نفره
نیاز به جواب دادن به کسی هم نداری :) راحت
توی کلاس ما یک دختر هست که به خودش اجازه میدهد هر حرفی را به هر کسی بزند 
با من هم چندباری دهن به دهن شده
 هر بار به این نتیجه رسیدم شعور اصلا به سطح تحصیل و پول و قیافه ربطی ندارد
تا حد زیادی به رفتاری که دیدی عقده هایی که درونت جمع شده فرهنگ فضایی که در آن بزرگ شدی و بزرگ تر که میشوی تا حدی به تلاش خودت برای بهتر شدن بستگی دارد 
این دختر روی اعصاب است درست شبیه رفتارهایی که از بقیه هم انتظار میرود اما تلاششان را میکنند کمی با شعور به نظر برسند 
دلم می خواد بدونم آدمهای مسن مثلا ۷۵ تا ۸۵ ساله از اینکه می بینن برادر یا خواهراشون که سن های نزدیکی بهشون داشتن تازگی از دنیا رفتن ؛ چه حسی پیدا می کنن؟باور می کنن که مرگ بهشون نزدیک هست یا نه هنوز مثل من فکر می کنن وقت دارن و دوره و یا اصلا بهش فکر نمی کنن؟بعد اگر احساس می کنن مرگ بهشون نزدیکه چه حسی دارن و چطوری افسرده نیستن و تلاش می کنناصلا اینا یه طرف، شما ها هم مسن های اطرافتون با روحیه و تلاشگرن؟مثلا هنوز به گل و گیاهاشون می رسن و کارای ش
کلیک کنید
53
[ T y p e h e r e ]
همسایهی پری
-نمی خواد بری فردا بهش زنگ میزنم وقت می گیرم می دونی که سرش
همیشه شلوغه
-وای مامان بذار برم دیگه شام رو که درست کردم این موها تا کمرم
رسیده داره کلافم می کنه شستنش هم که خودت دیدی . چه عذابی
برام میشه
-آخه دختر تو کی وقت می کنی درس بخونی.اصلا لای کتابهاتو باز
کردی.؟
پریناز به سرعت گونه ی مادرش را بوسید .
-نگران نباش مامان گلم خودم رو می رسونم .
- چرا آدم ها هیچ وقت به احساساتم توجه نمیکنن؟
+ مگه اصلا احساساتتو نشون دادی بهشون؟ مگه خودت اینو نخواستی که فقط توی تنهایی هات اشک بریزی؟ نمیتونی بقیه رو مقصر بدونی.
- من فقط. فقط یکی رو میخوام که حرف هام رو گوش بده. میدونی چی میگم؟ یعنی یکی که گوش شنوام باشه. 
+ مگه خودت نبودی که گفتی گوش شنوا نمیخوای؟ مگه نگفتی که میتونی خودت با خودت سر کنی؟ دوستات همیشه بودن، ولی تو هیچ وقت نبودی. همیشه خودتو ازشون جدا کردی بهشون گفتی که میتونن پیشت از نار
دختر که باشی آرامی،صبور هستی و مهربان.دختر که باشی میشی همدم،هم نفس،برای مامان،برای بابا و برای "او"دختر که باشی از همان روز های اول،بلد هستی خودت را در دل دیگران با مهربانی هات جا کنیدختر که باشی سنگ صبوری،دختر که باشی مامان بودن را از همون کودکی یاد می گیریدختر که باشی  در و دیوار اتاقت پر میشه از هنر های دست خودتدختر که باشی با داشتن چند لاک رنگی ذوق می کنیدختر که باشی وقتی قرار باشه به عروسی دوستت بری از یک ماه قبل غصه لباس و صن
من از بینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد 
 
+ میدونید؟ این برام خیلی سنگینه که یه دختر چون بعد از بیست و خردی سال برای اولین بار با یه پسر فقط چت کرده بود و حالا اون پسر عوضی همه جا جار زد این رو ، خانواده ی دختر برای جمع شدن این مثلا آبرو ریزی، دخترشون رو میدن به یه مرد 40 ساله اون دختر یه زمانی تنها کسی بود که توی اون شهر و خوابگاه داشتم! اون واقعا این حقش نبود. دارم دق میکنم از فکرش و من تازه بعد از سه ماه فهمیدم حتی حرفی درباره این م
هیچ در آیینه تکرار خودت را دیده‌ای؟
بر گلویت ریسه‌ی دار خودت را دیده‌ای؟
تا به حال از صحبت آهی درونت سوخته
گُر گرفتن‌های افکار خودت را دیده‌ای؟
هیچ یادت هست روزی را که دیگر نیستی
سرنوشت دود سیگار خودت را دیده‌ای؟
جا به جا ردّی ز رفتن هست اما مانده‌ای
این خرابی‌های آثار خودت را دیده‌ای؟
ای که هرکس را به سنگینی ملامت کرده‌ای
در هجوم خستگی بار خودت را دیده‌ای؟
ای که عمرت صرف بادآورده‌ی خوش‌بینی است
از خودت یک عمر آزار خودت را دیده‌ای؟
کل دیشب خواب این دختره و بیبی رو دیدم، خواب دیدم دختره رو گروگان گرفتم میگم گوشیتو بده :)))) همینقدر گاو در خواب حتی، بعد الان دوستمو مجبور کردم بره دختره رو فالو کنه که بفهمم قضیه چیه، چیه این دنیای مجازی همش مارو به فضولی وا میدارهبعد الان یه تکست اومد شما همون خانومی هستی که فوتبال بازی میکرد بعد از ایران رفت؟ حالا قضیه بیش از هفت هشت سال پیشه ها :)))) چجوری یادش مونده بعد تکست داد اینو؟ جوابشو ندادمامروز جدی دیگه برم نامه ی صاب خونمو بنویسم ک
سلام
من دختری ٢٣ ساله هستم و دانشجو، یه چند موردی پیشنهاد داشتم تو دانشگاه ولی یه مشکل بزرگی دارم و اون اینه که اصلا دید خوبی نسبت به مردها ندارم اصلا، فکر میکنم وقتی به یکی از خواستگارهام مثلا جواب مثبت بدم، بَعْدِ یه مدت اون آدم ازم سرد میشه دیگه دوستم نداره.
حس میکنم مردها این طوری هستند که تا وقتی دختر خانوم جواب مثبت نده بهشون، براشون جذابیت داره و دوستش دارن، همین که جواب مثبت بده و یه مدت با هم باشن ازش سرد میشه و خسته میشه، فکر میکنم
سلام
میخواستم بدونم پسرها وقتی با دختری شوخی میکنن عموما این شوخی کردن شون برای چیه؟، معمولا هدف خاصی از شوخی کردن شون دارن؟، اصلا چه جور پسرهایی شوخی میکنن با دختر و حرف مثلا خنده دار میزنن؟
راستش یکی دو بار کنار پسر مورد علاقه م که نشسته بودم شوخی میکرد و شوخیش به نظرم اصلا خوب نبود و حتی خوشم نیومد و دلخور هم شدم. ولی چیزی نگفتم دیگه. به نظرتون عمدی شوخی کرده که منو برنجونه یا نه منظوری نداشته؟، البته شوخی بد نه ها. منظورم این نیستش. مثلا یه
من نمی دونم چرا بعد باشگاه اینقدرررر حالم خوبه ، اصلا دوس دارم همه رو ببخشم :/ اصلا دوس دارم به همه لبخند بزنم و کلیییی مهربون باشم
هزار الله اکبر
الانم برو به درگاه خدا شاکر باش ، که از اون جایی که خیلی انسان بزرگواریم خخخ دلم میخواد گوشه ای از این دریای بخشندگی و مهربانیم شامل حال توام بشه ، ازین روی ، می بخشمت و این عکسو هر  جایی که کپی شو دارم حذفش میکنم که دیگه نبینم اعصابم خورد شه :/
فقط یه چیزی . اون جوری باش که دلت می خواد همسرت هم همونجور
آرامش در محل کار:در محل کار یک بازی بین قدرت ها وجود دارد که آنها قوانین بازی را خوب می شناسند اگر می خواهی مانند آنها رشد کنی  تو هم باید قواعد بازی را بلد شوی(مثلا صورتجلسه را امضا نکردن یعنی یا من اصلا بازی بلد نیستم  یا اینکه می خواهم بازی جدیدی به راه بیاندازم البته چون من عضو کوچکی هستم پس حتما اولی درست است). برای همین هم بایکوت می شوی و عضو منفی می شوی.این ت در همه مشاغل وجود دارد که ممکن است از نظر من  غیر اخلاقی هم باشد ولی از
امشب وقتی محمود کریمی آخرای قرآن شر گرفتن گفت امشب سرنوشتتونُ مینویسن دیگه سر از پا نشناختم. اصلا به له میزدم‌که خدا ، تو رو به خودت قسم خوب بنویس، بنویس ادم‌خوبی بشه، بنویس انقدر تباه و باطل نباشه ، بنویس انقدر تو رو فراموش نکنه، بنویس انقدر درگیر و غرق در مادیات نشه.
خدا بنویس ، دارم دیوونه میشم از این‌حجم از دلخستگی، دلشکستگی، 
خودت که خبر داری .
خدایا راستی چرا امشب اصلا گریه م نمیومد؟
خدا جون چرا؟
انقدر قصی القلب شدم و خودم‌ خبر ندا
دیشبکه با همسرم حرف میزدیمیک لحظه احساس تنهایی عجیبی کردم.صحبت از چگونگی برگرازی مراسم عقد و سال تحویل و. بودهمسرم گفت خداروشکر تمام خانواده ی ما صبح 28 ام میتوانند بیایند تهران.حقیقتا از ته دل، خوشحال شدم.ولی کمی بعددر فکرم این آمد که.این دو روزِ مهمان داری را، چه کسی میزبانی کند؟مادرم که حالش خوب نیسترقيه مان شاید حتی نتواند در مراسمم شرکت کندیک لحظه تمام کس و کار و آشنایانم را در ذهنم مرور کردم.فاطمه جان را که حاضر می‌شدم بیاید و با
خیلی صحبت کردیم، از همه چیز گفتم و سعی کردم بدون هیچ نقاب و ملاحظه ای حرفهامو بزنم و ازش بخوام که کمکم کنه، راهنماییم کنه و نذاره این حس وحال بمونه همیشه.
من معمولا آدمی ام که نمیتونه راحت خودشو برای کسی توضیح بده ولی برای استادم سعی کردم و تمام تلاشمو کردم که بتونم خودم باشم و خودم رو توضیح بدم، چون به کمکش احتیاج داشتم
فکر میکردم حالا میگه تو خیلی کار داری یا حتی فلان اختلال رو داری، چون طبق تشخیص های خودم حس کردم دارم کم کمOCDمیشم.
ولی جالبه
دختر بودن، بغل کرده بچه گربه در حال مرگ در وسط چهار راه شلوغ ولی‌عصر است. دختر بودن آب دادن به گلدان خشک کلاس است. دختر بودن شستن دست‌های کثیف بچه فال فروش است. دختر بودن اس‌ام‌اس‌های بی‌گاه به دوستی است که غمگین است. چسباندن جلد جدا شده کتاب‌های کتابخانه است. دختر بودن بستنی خریدن برای همکارهای خسته است. دختر بودن پی گیر کارهای دوستان بودن است، دختر بودن قصه نوشتن برای بچه‌های محک است. دختر بودن ماساژ دادن پاهای مامان، شانه های بابا است.
پسر:
عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرست

دختر:
چشمولی تو محض احتیاط یه عکس از خواهرت واسم بفرست عشقم
                 شیطان سر پا ایستاده بود.
                       سیگارش را خاموش کرد
                   و کف مرتبی برای دختر زد
پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترش رو واسه دختر فرستاد
 شیطان مبهوت مانده بود از کار این 2 خلقت
دختر:وای مرسی عزیزم الان عکسمو واست ایمیل میکنم. و عکس دوست دختر برادرش را فرستاد.
پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو باز کرد عشو
زندگی پولداری چه طعمی می تونه باشه؟
اینکه پول خودت باشه ها. پول پدر و مادر خودت یا همسرت نباشه.
که مثلا یک عمری کار کرده باشن و حالا بدن تو بخوری. اینطوری اصلا خوشایند نیست.
نه.
پولی که خودت تلاش کرده باشی، اما خلاصه بهش رسیده باشی.
مثلا حالتی که میری فروشگاه و اصلا برات مهم نباشه چند بسته پنیر هیجان انگیز جدید بیشتر ورداشتی. یا برای برداشتن 5 سبد خرید، هی پشت اجناس رو چک نکنی قیمتشون چقدره.
میری لباس بخری و میتونی بقیه ی تیکه های ستش رو هم همون
دانلود کتاب خودت باش دختر اثر ریچل هالیس pdf فرمت فایل ها: pdf تعداد فایل ها: 3 حجم کل فایل ها: 35 مگابایت نویسنده: ریچل هالیس مترجم: هدیه جامعی زبان ترجمه: فارسی ناشر: کتاب کوله پشتی تعداد صفحات: 232 خلاصه کتاب: ریچل هالیس یک زنِ خودساخته است. نه اینکه سختى به خود ندیده باشد، که هرچه سختى بیشترى از سربگذرانى .دریافت فایل
دانلود کتاب خودت باش دختر اثر ریچل هالیس pdf فرمت فایل ها: pdf تعداد فایل ها: 3 حجم کل فایل ها: 35 مگابایت نویسنده: ریچل هالیس مترجم: هدیه جامعی زبان ترجمه: فارسی ناشر: کتاب کوله پشتی تعداد صفحات: 232 خلاصه کتاب: ریچل هالیس یک زنِ خودساخته است. نه اینکه سختى به خود ندیده باشد، که هرچه سختى بیشترى از سربگذرانى .دریافت فایل
موقع تقسیم قمقمه‌ها، آبی‌اش افتاد به من. هربار که آبش کردم به هوای این و آن بود. امروز برای اولین بار برای قرص‌های خودم بود که وقت خوردنشان درست وسط کلاس بود. قرص را که خوردم، حواسم جمع نوشته روی قمقمه شد: بهترین خودت باش! جمله من بود. مال این روزهای من. انگار اصلا خود خدا گفته باشد روی قمقمه بنویسند برای احوالات این ایام من. که خوش اخلاق بودن برایم کمی سخت شده. که لبخند روی لبهایم کمتر از همیشه شده. بهترین_خودت؛ یعنی نه در مقایسه با دیگران با ش
در این زمینه شاید اصلا شنونده خوبی نباشم. مثلا دختری رو فرض کنید دقیقا در تاریخ 23 مرداد فارغ التحصیل شده. خب من همین یک تاریخ برام کلی درسو دوره است. باخودم میگم نگاه کن مردم چقدر منظمن. من هم باید یاد بگیرم. بعد در حالی که به این موضوع فکر میکنم این برام عجیبه که یک دختری یهو بزنه زیر گریه و جلوی من حتی به دوست دیگه اش بگه شوهرم و یا نامزدم ترکم کرد! نمیدونم چرا تو این صحنه برای خود دختر هم ناراحت کننده استو دندون هاش رو احتمالا به هم فشار میده ک
درسته که زبانم خوب نیست، درسته که درس غیردوست‌داشتنی دبیرستان و دانشگاهم بوده، درسته که برای اولین و آخرین بار، دو سال پیش، نصف یک ترم رفتم کلاس زبان، درسته که تو این دو سال بجز فکر کردن به کلاس زبان، هیچ کار دیگه‌ای در این مورد نکردم، درسته که همین الان یهویی قرار شد تعیین سطح بدم، اما واقعا انقدم پرت نیستم دیگه. بهم میگه با زبان آشنایی، ولی خب نمی‌تونی از he و she و اینا استفاده کنی :||| :/// :\\\ :|||
خب من سعی کردم جوابا رو خلاصه کنم. پرسید اسم براد
انجام هر کاری برای رسیدن به موفقیت، انگیزه میخواد. هرکس راه حلش متفاوته. یه سری برای پول. یه سری برای وجهه اجتماعی. یه سری بخاطر کمالگرا بودنشون. ولی وقتی من به تو فکر میکنم و اینکه وقتی بشنوی من توو اینکار موفق شدم لبخندی "افرین دختر"ای پیش خودت میگی فقط اونکار رو انجام شده بدون. بااینکه خبر کارهای من به تو نمیرسه. چون اهمیتی نداره. چون تو نمیپرسی اصلا. چون اهمیت نمیدی. حتی اگه من از مردن آدم بده ی تووی فیلم گریه کنم چون ته چهره اش
از اون وقتایی که هدیه‌ی تولدشو چندین روز زودتر آماده می‌کنی، ولی طاقتت نمیاد که تا روز تولدش صبر کنی و بنابراین. خیلی زودتر از موعد، خودت و هدیه‌ت و سورپرایزتو لو میدی و تموم پ.ن: الان که فکر می‌کنم می‌بینم مثلا تا پارسال طاقتم بیشتر بود. یا اصلا پیارسال چطوری تونستم اون همه روز صبر کنم تا دقیقا روز تولدش هدیه‌شو بدم؟! 
امنیت یعنی اینکه تمام کوچه تاریک را تا ماشین با دست‌های پر از پلاستیک بدوی و توی ذهنت سناریوهایی را مرور کنی که در آن می دختری را خفت می‌کند و دختر هر چقدر داد می‌زند کسی به دادش نمی‌رسد. در بهترین حالت ماشین را می‌د و در بدترین حالت دختر را در ماشینش می‌اندازد و. 
خدا رو شکر که به ماشین می‌رسی، خودت را می‌اندازی تو و در را از دست فکر و خیال‌هایت قفل می‌کنی. صدبار قفل می‌کنی.
سه شب است که نمی‌توانم درست و حسابی بخوابم. خوانده بودم که وقتی خوابت نمی‌برد، در خواب کس دیگری بیداری. یعنی رفته‌ای در خواب یک بنده‌خدایی.کابوس یا رویایش شده‌ای. 
سه شب است که کابوس یا رویای کسی شده‌ام. 
دلم می‌خواهد که این سه شب در خواب تو بیدار بوده‌ باشم. 
دقیق‌تر بگویم دلم می‌خواهد این سه شب را رویای تو بوده باشم. 
مثلا با یک لبخند در خوابت بر بالینت بیدار بوده‌ام و تو را نوازش می‌کرده‌ام. 
یا مثلا کنارت بیدار نشسته بوده‌ام و یک ق
دیروز خنده خنده به عمم توپیدم و الان دارم فکر میکنم که آیا گناه داشت؟! خودم که میگم نه! چون به نظرم بی شعوری هم حدی داره!این عمه من چندین پسر و دختر داره. شوهرشم خیلی وقته فوت شده. بنده ۲ تا عمه دارم. یکیشون آدم بدی نیست و با خودش و بچه هاش رفت و آمد داریم. اما اون یکی که الان هم دارم راجع بهش صحبت میکنم از اول ازدواج مادرم نهایت خواهرشوهری و آزار و اذیت رو میکرده. و البته الان داره نتیجش رو می بینه! دختر و پسرهاش با هم دعوایین و .خلاصه، ۲ تا دختر آخ
وقتی به این فکر میکنم که قراره یه مدت دیگه بیام آرشیو رو ببینم و بزنم روی "خرداد 98"ذوق میکنم،اصلا فکر کردن به بعدِ خرداد لذت بخشه،نه؟برخلاف چیزی که همه میگن از تایمی که میرم سرکار بهتر به کارام میرسم و زندگیم جم و جور شده.
چندشب پیش دوسه فصل از کتاب"خودت باش دختر(صورتت رو بشور دختر)"خوندم به نظر کمک کننده س فقط زمانی که یادم میاد این کتاب رو ف.ح بهم هدیه داده بهم میریزم و عصبی میشم.
فکر کنین سرکار برید و درس بخونین و کتاب هم بخونین و فیلم هم ببینی
به نظر من،
ادم پیر،
باید یا وردست و دور و بر خانواده ش باشه،
یا بلاخره اقوامش،
یا در بدترین حالت با اینکه من ازین متنفرم، ولی باز هم زبانی با افراد سالمند مثل خودش توی این کشور که به همه تسهیلات میده و امکانات (سیتیزن ها) خیلی بهتر از بودن با غریبه هاست.
 
پیرمرد هفتاد و پنج یا هشتاد ساله (دو تا داریم دور و برمون در دو خانه مختلف)، وقت هم خونه ای شدن با بقیه، عاشق دخترای بقیه شدن (اونم حتی دوست دخترای بقیه) و از صبح تا شب پشت دوست پسرای بقیه غیبت کر
نمدونم فرهنگ ، اخلاق ، اعتقاد ، ژنتیکیه ، چیه ؟!؟ ولی هر چی هست دختر بودن سخت خیلی سخت.از این که محدود بشم اصلا خوشم نمیاد. مستقل بودن رو دوست دارم.
من یا خیلی زود میمیرم(دق میکنم). یا باید ازاین شهر برم. یا حتی از این کشور و این اصلا عجیب نیس
 یه دوستی دارم هیچ نوع عکسی از خودش هیچ‌جا نمی‌ذاره ، یا مثلا می‌ذاره بعد صورتشو تار میکنه (چرا واقعا؟) ، بعد یه دختر دایی داره که خیلی عکسای دوستمو می‌ذاره ، در بدترین شرایط‌ها ، مثلا سر دشویی نشسته میره درو باز میکنه ازش عکس میگیره استوری می‌ذاره و اینم هیچی بهش نمیگه :| 
و آره. الان باید از خسرو و حسین و بابابرقی و ممدآقا و الفی که اسم کوچیکشو نمیدونم و دیگران حرف میزدم. باید میومدم و ماجراهای زیادی رو اینجا تعریف میکردم؛ ولی اونقدر استرس بر من غلبه کرده که حتی نمیتونم بیشتر از یه خط تایپ کنم. یه خط تایپ میکنم و سایت سنجش رو رفرش میکنم. میرم آب میخورم و برمیگردم سایت سنجشو رفرش میکنم. وسطش به خودم نهیب میزنم که چته دختر؟ همه چی مگه مثل روز واسه ت روشن نیست؟ ندا میاد که کاش فقط خودت بودی. کاش اصلا قرار نبود رتبه ت
  
تو رو خدا بیایم به خودمون قول بدیم تا کسی سوالی /نظری ازمون نپرسیده وارد حریم خصوصیشون  نشیم و نظر خودمون رو
مثلا بخاطر دوست داشتن اون فرد قالب نکنیم !! 
 
مثلا اومده به خواهرم میگه : مانتوت خیلی زشت بوده و اصلا هم بهت نمیاد  :|
حالا همه مانتوی خواهرم رو پسندیدند خوششون اومده بعد این میاد رو تریبون آزاد :| 
یا اومده به من میگه : بینی ات خیلی صورتتو  زشت کرده :| زیبایی تو ازت گرفته :|
تو برو عمل کن تا منم برم عمل کنم !
خو خودت میخوای بری عمل کنی بروو
هرصبح که با چشمان نیمه‌باز روی علامت پاورِ یک قاچِ سبزرنگ کیوی کلیک می‌کنم و بعد، زنبورهای کوچک به پرواز در می‌آیند و علامت پرچم استرالیا یا اوکراین و برزیل و آرژانتین در گوشه‌ی سمت چپ صفحه‌ام می‌افتد و وارد دنیای تلگرام می‌شوم، از مامان چندتا پیام پشت‌سر هم برایم می‌آید. مامان هرروز برایم از کانال‌های پزشکی ای که دارد، آخرین تحقیقات و یافته‌های دانشمندان در مورد "صبحانه نخوردن" را می‌فرستد. مثلا اینکه صبحانه نخوردن باعث ضعف و خست
+سردمه و لرز دارم.  + سیستم سرمایششون مرکزیه :| گند بزنن به این بیمارستانای دولتی قدیمی !! باید تحمل کنم. با پتو و کیسه خواب مثلا!!؟؟
 
+ خاطرات چراغ نفتی های علاءالدین برام زنده شد. پامونو میزدیم کنارش کمرمون یخ میکرد، سرمونو میذاشتیم پامون یخ میکرد. کاش یکی از اونا الان اینجا بود بغلش میکردم :|
 
+ دوست ندارم اصلا درمورد دختر آبی چیزی بخونم ببینم بشنوم بفهمم اصلا !! اون رفته. و هیچی عوض نمیشه. خدایش بیامرزد :(
 
+شنبه کلاسام شروع میشه و یکشنبه ا
انقدر بدم میاد به بعضیها که سالگرد ازدواج یا کلا ازدواج و نامزدی و . شون رو تبریک میگی در جواب میگن : ایشالله روزی خودت :|واقعا با خودشون چی فکر میکنن همچین جوابی میدن؟
شاید اصلا طرف نخواد ازدواج کنه یا هزار تا دلیل دیگه.
نگید آقا نگید.زشته
سلام به کلبه کوچیک ما خوش اومدیداصلا با خودت عهد ببند که هر کس هر کاری کرد تو پای عهد و پیمانت بمونیآره یه عهدنامه تنظیم کن برای خودت و خودش بین خودتونآخه دنیا پره از آدما از بنده هایی که شاید با یه حرف با یه نگاه نمیدونم با هر چیزی دلتو بشکنن چون اونا توی همین راهن تو راهتو عوض نکن چپ نرو تو به مقصد فکر کن نه به عابرین. مثلا فکر کن میخوای بری به شمال تو جنگلهای سبز شمال بشینی با زن و فرزندت و اگه با مرام باشی همراه مامان و بابات صفا کنین در ای
عید های شعبان یک ته مایه ی غربتی درونش نهفته است. یعنی هر چه هم سعی کنی شادباشی و بخندی باز از  ته دلت نمی‌توانی شاد باشی.
مثلا همین ولادت ارباب اصلا نمی‌توانم درک کنم که با اسم ارباب کف می‌زنند و دست می‌زنند. یا مثلا همین امشب شب ولادت جوان ارباب، که تمام تلاشت را می‌کنی که فکر نکنی به .
ولی درد ناکترین ولادت‌ش نیمه‌اش است.اصلا مگر می‌شود.شب تولد پدر را بدون پدر جشن گرفت. مثلا میشود تصور کرد بابا زندان باشد بعد همه دور هم بگوییم و بخ
اینکه یه تصمیم میگیری و بعدش نتونی انجام بدی خیلی بده ولی خب وقتی بشینی و ببینی نه تقصیر تو نبوده و تو به هر دری زدی که انجامش بدی ولی شرایط نذاشته نشده به هر دلیل خارجی که از دست تو خارج بوده خودت اروم میشی اما اطرافیان اینو قبول نمیکنن و اصلا درک نمیکنن باز بیشتر حرص می خوری .به نظر من بهترین شرایط اینه که بزاری هر کس هرچی میخواد بگه مهم خودتی و خودت این تو هستی که پیش خودت می دونی مشکلی نیست پ.ن:1 : چرا من اینقدر کم هستم همش سرم شلوغه و
یه پسری هست خیلی خفن.اقا.مدیر.پر انرژی.باهوش.باشعور.مهربون.دنیا دیده.پولدار.
اصلا جامع الخصال
این پسر یه دوست دختر داره که امریکاست و سالهای ساله که با همن به قصد ازدواج و خانواده هاشونم کلی دوست شدن با هم و .
حالا یه دختری داریم که دوست پسر نداره و شدیدا زیرکه و دنبال یه دوست پسر خفن.
این دختر تمام مدت به اسم دوست توی دست و پای این پسره است و مثلا باهاش درس میخونه و
چند روز پیش هم چند تایی با همکلاسیاشون رفتن کشور دختره گردش.
ا
خیلی دلم یه تغییر وضعیت میخواد، اصلا به ذهنم نمیرسه مثلا چی.
ولی خوب میدونم یه زیارت حسابی، حالمو جا میاره که شده جزء محالاتم :/
مثلا یه هو پاشم برم راهیان نور :)
 شده دو روزه !
عنوان به ذهنم نرسید اولین کلمه معلق توی فضای سیال تخیلاتم رو نوشتم اون بالا :)
تا این حد بی قید.
رسیدی به روز سوم.
تا همینجاشو خوب اومدی امروز روز سختیه خیلی سخت
جزو روزاییه که حالت اصلا خوب نیس ولی یبار هیچکی رو نمیکشه
تو حالت خوبه و میتونی بهترینا از آن تو هست حتی اگه قرار باشه با انرژی زیاد گذاشتن، آخر روز رو به موت شی اشکال نداره.
یه روز هزار روز نمیشه امروزتم پر از حسای خوب و مثبت برات خواهد بود
تو از خودت راضی هستی و این دنیا دنیا ارزش داره
قول دادی هر وقت خواستی کم کاری کن به خودت یادآور شی ارزش تو این نیست دختر!
مینویسم اینجا ،
میخوام با امام زمانم صحبت کنم ، 
یه صحبت خصوصی .
آقا من اصلا نمیدونم چم شده ، اصلا اصلا اصلا.
یعنی اصلا نمیفهمم چه اتفاقی افتاد که من تونستم برم‌این همه فیلم ببینم ، این همه کار بکنم ، آقا واقعا من اینجوری نبودم ، آقا خودت میدونی ، من عهد بسته بودم تا یه سری جاها هم تونستم مطابق عهدم پیش برم، ولی یهو اصلا نمیدونم چی شد.
خب حالا که کار از کار گذشته،  من واااقعا پشیمانم این‌رو میتونی حس کنی خودت آقا،  به خدا بگو که من چقد پشیمونم.
به حدی وضعیتم بهم ریخته که به طور جدی بعضی وقتا به ادبیات نخوندن و مثلا روان شناسی خوندن فکر میکنم. بعد خودم میزنم تو کله امو میگم گه نخور. تو ادبیاتو به خودت مدیونی:(
.
آقا  سروش تو صدا سیمای شهرمون یه کارایی میکنه که دقیقا نمی دونم چیه:)) ولی مثلا تو بعضی ز برنامه ها مجری و اینا میشه (واقعا نمی دونم ولی:))) بعد الان زنگ زده میگه واسه مصاحبه با یه رتبه خوب کنکور تو رو معرفی کردم که هم کصخلی هم مدال داری هم دو سال جهش کردی:)) باز اگه خودتم اوکی بودی بگ
بنده در تمام مراحل زندگیم در ارتباطم با آدمها ته تهش به این نتیجه میرسم که از ماست که بر ماستکافیه هر چی به سرم میاد برگردم یکم گذشته رو مرور کنم
حتی جایی هم که احساس میکنم تقصیر من نبوده مثلا میبینم اره خودم زیادی باهاش خوب تا کردم! اونم پررو شده!
ولی وقتی خودت میزنی خرابش میکنی ، قطعا خودت هم میتونی درستش کنی!
جای نگرانی نیست
سلام مادر جانم.بهترین همدم و مرهمکه مقامت بلند استاما برای ما بنده های سیاه سوخته همارزش قائلی.اصلا گاهی خودت پا پیش میگذاریو دست دل لجبازم را می‌گیریمی‌کشی تا آغوشت.و من یکباره غرق نور می‌شوم.آن لحظه هایی که تنهای تنها میشومو دوست دارم هیچکس صدای قلبم را نشنود.مادراز شما چه پنهاندیشببه اندازه تمام روزهایی که گریه نکرده بودمآرام شدم.دیشبحال همان دختر بچه ی ساده ای را داشتم که هرگاه دلش میگرفت، هیچکس را نمیخواستمی‌رفت توی کمدزانوه
یکی از بدترین چیزها تو زندگی می‌تونه این باشه که تو نتونی خودت باشی. یا خودت بودن رو بد بدونی، یا از خودت بودن خجالت بکشی، اما از اون‌طرف هم هرچقدر با خودت کلنجار میری بازم نتونی با نیت الهی و خالصانه "خودت" رو مخفی کنی و به آدم خوبه‌ی ماجرا تبدیل بشی!
مثلا من نمیتونم به بچه‌ی کسی که هیچوقت حتی پنج هزارتومن به بچه‌م عیدی نداده، ده سال متوالی بیست هزارتومن عیدی بدم! نمیتونم چشمامو ببندم و فی سبیل‌الله عیدی بدم! بعد خیلی از خودم بدم میاد که اه
امروز واسه قرارداد رفته بودم.گفته بودم شرایط سال جدیدو نمی پذیرمراستش دلم استراحت میخواست.حس کردم حالشو ندارم.
گفت بیا دفتر حرف بزنیم.
قبلش سرنماز صبح باهاش حرف زدم، گفتم خدایا خودت کارو جورش کردی بدون پارتی، خودت جور کردی وقتی ازت خواستم،بااینکه سر لجبازی با یه عده که میگفتن بدون پارتی نمیشه به فلان شخص فامیل بسپر که اون میتونه،ازت خواستم نه علاقه قلبی:) الانم خودت بخواه، اگه میخوای و باید باشم پس شرایطمو قبول کنه اگه نه اصلا راه نی
زندگی به یه جایی میرسه که دیگه حوصله طفره رفتن، مراعات نمودن و وانمود کردن رو نداری. اونجاست که فکر میکنی واقعا اصلا لازم بود یه چیزایی رو هی دید و ناراحت شد، ولی انقدر تحمل کرد که به حتی بالاتر از اینجات برسه؟!! اصلا لازم بود هی از این مسیر غلط رد بشی و بگی درست میشه، بگی همه‌جا همین طوره و غیره.اونجاست که پاک‌کنت رو برمیداری و با خودت، آدما و اشیا صادق تر میشی. اونجاست که میگی باید اون جمله ی پنج شنبه های بیمار» رو از قفسه کتاب خوابگاه پا
آقای ر  چند وقتی هست از زندگیم حذف شده و رفته تو خر. خدارو شکربلاکش کردم.
مردای ایرانی فقط به بهانه آشنا بودن یه اسمی رو خودشون و رابطه میذارن که راحت تر راه بندازن. مثلا مث آقای ر بگن که دخترم ما پدر و دختر هستیم!
بابا های واقعی ایرانی اصن توجه خاصی به دخترشون ندارن مگه اینکه دختر وابسته باشه.
خیلی راحتترن که دخترشون رو چند وقت نبینن که خدایی نکرده خرج و مخارج شون بالا نره و دختر ازشون پول بخواد.
بابا ها خودشون دیگه بابا نیستن. این ع
همیشه سعی کن توی هر شرایطی از زندگیت ، خدا رو بخاطر داشته هات شکر کنی قطعا یک سری چیزها داخل زندگیت هست که آرزوی خیلی از آدماست .
تنها هر وقت که احساس نیاز کردی ، خدا و اهل بیت رو نبین بلکه در هر شرایطی اون ها رو ببین بخصوص لحظاتی که شاد و سرگرم هستی !
به خدای خودت ثابت کن که آدم با جنبه ای هستی ، کسی نیستی که اگه یه سری امکانات دستت بیفته همه چیز رو از یاد می بری
دیدی وقتی با کسی دوست هستی چطور ارتباطتون رو بررسی می کنی ؟
مثلا فکر کن یه دوست دار
موافق گذاشتن پست مشترک مهدوی واسه سه‌شنبه‌ی هفته‌ی بعد هستید عایا؟
نوشتنش ک من خواهم نوشت ولی اگه شما هم اگه می‌خواید متن رو همه مشترک بذاریم پیام بدید
یا نه کلا هر کی با زبون خودش سه شنبه پست مهدوی بذاره
★*★*★*★*★*★*
واسه امشب ک شب رغبت‌ها هست(ی سرچ بزنید ک فرق شب آرزوها با شب رغبت‌ها چیه) پیشنهاد می‌کنم مناجات شعبانیه رو بخونید ب خصوص اونجا ک میگه
"إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الاِنْقِطَاعِ إلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَا
آنه؟ حرف بزن، از حرف زدن نترس؛ آنه فیلم زندگی کدویی منو یادته که هنو، میدونی به چی فکر کردی، چه روزایی که میتونستی توشون زندگی کنی ولی اینکارو نکردی، واقعا چرا دختر؟ چرا آنه ماری؟ تو باید سعی کنی خوشی رو بسازی، دقیقا تو لحظه ای که هستی بسازیش، شخصیتارو یادت بیاد؛ شخصیت تو کدومه؟ کدوم یکیشونی؟ آنه سعی کن با درونت زندگی کنی، با درونت زندگی کن دختر، به بیرون وابسته نباش، وابسته ی درونت باش، اونوقته که هرجا باشی یا تو هر شرایطی باشی اونوقت دنیا
وقتی زندگی بی رحمه، پس توام با خودت بی رحم باش. به خودت رحم نکن‌. به خودت استراحت ندهانقدر برای موفقیت بجنگ که از نفس بیفتیوقتی از نفس افتادی، وقتی پشت سرتو نگاه کردی، به خودت افتخار کن :)خیلی لحظه قشنگیهارزش اینو داره که حتی برای یک بار هم که شده تو زندگیت تجربه‌ش کنیتوکل به خدا
ﻨﺎﺭ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻬﻮ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﻭﻣﺪ! ﻔﺖ:ﺟَﻮﻭﻧ ﻦ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭ!.ﻔﺘﻢ:ﺑﺒﺨﺸﺪ؟!.ﻔﺖ:ﺟَﻮﻭﻧ ﻦ ﺟَﻮﻭﻥ.
ﺍﻻ‌ﻥ ﺍﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﺖ ﻧﺒﺎﺷ ﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺩﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﻧﻤﺸﻪ!.ﺳﻮﺕ ﺮﺩﻡ ﻭ ﻔﺖ:ﺍﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺎ ﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻬﺶ ﻣﻔﺘﻢ ﺑﻌﻀ ﺭﻭﺯﺍ ﻗﺪ ﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﻮ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺗﺎ ﻟﻨ ﻇﻬﺮ ﺑﺮ ﺑﺨﻮﺍﺏ.
ﺑ ﺘﺮ ﺑﺮﻭ ﺯﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺑﺨﻮﻥ ﻭ ﻋﺎﺷﻘ ﻦ ﻭ ﻧﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺑﺮﺴﺐ ﺩﻮﻭﻧ ﺯﺩﻧﺎ ﺑﻘﻪ!ﻪ ﻗﻮﺭ ﺎ ﻫﻞ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩ
   بحث سال و ماه و روز نیست، بحث زندگی است. اینکه هر چقدر پیش میرود غافلگیرترت میکند.بحث هیچ است و همه چیز، اصلا بحثی نیست؛ چون هیچ چیز مطلق نیست." هرگز " و " ابدا " و " باید " حرف مفت است. حرف حرفِ " احتمال " است و " شاید ".شاید که بلوغ همین باشد، اینکه بدانی سهم تو از تقویم همین لحظه حال است و  اصرار به قطعیت در این زندگی حماقت محض.حالا میتوانم برایت آرزوی‌های پیچیده‌تری داشته باشم. مثلا اینکه هر جا لازم شد خودت خودت را از بندِ تعلق آزاد کنی، که خود
دیروز میخندی.
امروز ساکتی.
دیروز ولی.
امروز باوقار.
دیروز حسودی.
امروز مثلا شدی همونی که دیروز بهش حسودی میکردی.
دیروز اونجوری.
امروز اینجوری.
جو گرفتن که شاخ و دم نداره.
تو جو گرفتی یا جو تو رو گرفته نمیدونم !
ولی کل این قضیه برام بازم اینو روشن میکنه که حصار کشیدن دور خودت
اصلا هم نشونه بدی نیست.نه من منزویم و نه تو  زیادی اجتماعی.
خوبی اون حصاره امروزی مشخص شد که تو جو گیر شدی :))
ای ادم ها.
ای.
ای.
:)
پ.ن : دیالوگ عالی دیروز :/ 
.پسره انقدر دستاش م
دانلود نوحه حاج سلیم موذن زاده به نام دختر حاکم و حضرت رقيه (س)Download Noheh By Salim MoazzenZade Called Dokhtar Hakem Va Hazrat Roghaye (s)شفاعت حضرت رقيه (س) از دختر حاکم دمشق دانلود نوحه سلیم موذن زاده به نام دختر حاکم و حضرت رقيه (س)
دانلود ،
موزیک ،
دانلود موزیک ،
دانلود آهنگ ،
دانلود آهنگ جدید ،
موزیک جدید ،
آهنگ جدید ،
دانلود موزیک جدید ،
دانلود مداحی ،
دانلود نوحه ، نوحه ،
دانلود نوحه جدید  [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]
گاهی وقت ها فکر می کنی خیلی صمیمی هستید ، خیلی شبیه هستید ، تجربه های یکسان ، توانایی های یکسان ، شرایط تقریبا یکسان ، اصلا گاهی فکر می کنی بین آدما چه فرقی هست ، همه که یکجور و یکسانند.  ولی یک وقتایی فاصله ها ، تفاوت ها بهت یاداوری میشه مثلا وقتی کنار هم نشستید و دارید فرم پرمیکنید ، وقتی چشمت میخوره به سطح تحصیلات اعضای خانواده ، آدرس خونه ، شغل والدین و . یا مثلا زمانی که چیزی از نزدیکانش نقل میکنه و تو یاد دیدگاه و نظر نزدیکان خودت نسبت
یکی از بدترین چیزها تو زندگی می‌تونه این باشه که تو نتونی خودت باشی. یا خودت بودن رو بد بدونی، یا از خودت بودن خجالت بکشی، اما از اون‌طرف هم هرچقدر با خودت کلنجار میری بازم نتونی با نیت الهی و خالصانه "خودت" رو مخفی کنی و به آدم خوبه‌ی ماجرا تبدیل بشی!
مثلا من نمیتونم به بچه‌ی کسی که هیچوقت حتی پنج هزارتومن به بچه‌م عیدی نداده، ده سال متوالی بیست هزارتومن عیدی بدم! نمیتونم چشمامو ببندم و فی سبیل‌الله عیدی بدم! بعد خیلی از خودم بدم میاد که اه
نمیدونم الان باید این متن رو بنویسم یانه.
اصن نمیدونم نوشتنش درسته یا نه.
وقتایی که دیر وقت با هم چت میکردیم اینجوری میگذشت.: آقای دکتر که بابا صداش میکردم یا میگفت چرا تااینوقت شب بیداری؟!! برو بخواب تا نیومدم بخورمت! عکس یه ببر هم میفرستاد!
یا میگفت خوابم میاد یه عکس از خودت بده ببینم اگه نداری اسکلم نکن میرم بخوابم!
یا وقتی میومدیم صحبت کنیم تا خوابمون ببره همیشه اون زودتر بیهوش میشد!
میگفتش دختر من از اون بچه هاییه که مثلا بابا  میاد بخوابو
این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.
دانلود آهنگ دختر عزیز جونم دختر یکی یدونم هم اکنون ترانه زیبای دختر عزیز جونم دختر یکی یدونم را از آپ موزیک دریافت کنید Exclusive Song: Emad | Dokhtar With Text And Direct Links In UpMusic ───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── متن ترانه : دختر عزیز جونم  دختر یکی یدونم  ♩♬♫ دختر قشنگ و نازه  دختر تو […]
دانلود آهنگ دختر عزیز جونم دختر یکی یدونم
دانلود فیلم ایرانی
دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم می‌آید، دختر خانمی پرسید که ارتباطمان با بچه‌های فامیل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: سلام خاله. سلام عمو. چطوری؟.» دختر دوباره پرسید: رابطه خوب چطور؟
جواب آمد: مگر شما امور تربیتی فامیلی؟!» دختر گفت: نه خب، ولی هم بتوانیم مثلا به بچه‌ها کمک درسی برسانیم، هم احتراممان حفظ شود». گفتند: هزینه دریافت می‌کنید؟» گفت خیر. گفتند: نکنید این کار را
خب داریم به ایام عید نزدیک میشیم 
یه زمانی نزدیکای عید خیلی عطر و بوی خوبی داشت و قشنگ حس میکردیم عید داره میاد 
ولی الان با این همه حجم مشکلات و استرس عید هم شده فقط یه مشکل نه یک حال خوب!
خدا رو شکر سوم همسر ماموریت داره و منم چهارم عید همایش دارم و فقط دو روز از عید رو مجبوریم تو جمع فامیل باشیم که مدام میخوان بپرسن: 
خب بچه دار نشدید؟ نمیشید؟
خونه نخریدید؟
چقد حقوق میگیری؟
کار جدیدت دارمد داره؟
داداشت زن نمیگیره؟
من هیچ وقت یادم نمیاد از هی
عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاشقانه رویایی دختر و پسر عکسهای عاش
سلام با یک دختر آشنا شدم و با خانواده رفتیم برایه ادامه کارها دختر 5 سال از من کوچک تر است من 23 سالمه و قد 140 سانتی متر هست که نزدیک 40 سانتیمتر من بلند ترم و شکل صورتی اش مادرم پسند نکرده ریز و کوچک است حالا مادرم مخالفت می کند می گوید خودت پشیمان می شوی در آینده من هم بخاطر اخلاق خیلی خوب و مهربانی زیاده که دختر دارد خیلی برام مهمه حالا دو دل ماندم یکی دخترخاله هام دید ما رو باهم گفت که من خیلی سر تر هستم ازش خانواده اش اصلا سخت گیر نیستن و با همه
خب میخوام در مورد خستگی بنویسم.به نظرم خستگی اصلا دلیلی برای وجود نداره. مثلا ما میگیم حتی مگس یا فلان میکروارگانیسم هم یه علت وجودی داره و هرچند ما متوجه نقشش در هستی نشویم، ولی بالاخره تاثیر داره تو نظام جهان.
ولی من میگم خستگی اصلا چیزی نیست که وجود داشته باشه!
میدونید چرا؟ نشستم فکر کردم که علت های خستگی چی هست، مثلا وقتی حس میکنم خسته ام، دیگه نمیتونم ادامه بدم، وای مردم، دلیل این حسم چیه؟
یا از درون خودمه
یا از محیط
یعنی یا خودم بیماری ر
چی میشد دقیقا وقتی یه نفر قدرت اینو داره که تمام تو رو ببره زیر سوال بعدش یه تو بمونی با خودی که نمیدونی کیه بعدش باید دوباره خشت به خشت خودتو بسازی بعد به خودت میگی مثلا چی میشد مگه که اون اتفاقا نمی افتاد ://فازم چیه ناراحتی و دلخوری :((((
سلام
از یه جایی به بعد
از یه سنی به بعد
دیگه برا خودت نیستی!
دیگه برا خودت زندگی نمیکنی!
دیگه دنبال ارزوهای خودت نیستی!
دیگه دغدغه خودت رو نداری!
خنده های یکی دیگه خوشحالت میکنه
گریه های یکی دیگه غمگینت میکنه
از یه جایی به بعد
رنگ همه چی عوض میشه
دقیقا از همون جایی که یه فرشته کوچولو بهت میگه بااابااا.

+
به بهونه تولد دختر ارشدم حنانه خانوم :)


++
این بالا رفتن عدد شمع روی کیک ها
بیشتر منو میترسونه :)
+++
ان شالله عاقبت بخیر بشن و بدرد اسلام و مملکت
من امشب دختر غمگینی هستم که برای اولین بار بازی روی گوشیش نصب کرده و ساعتها نشسته به بازی.
دختر غمگینی که نمیدونه خوشبخته یا نه؟
دختر غمگینی که نمیدونه عشق توی قلبش هست یا نه؟
موفق هست یا نه؟
زیر پاش مهم هست یا نه؟
تو روابط اجتماعیش موفق هست یا نه؟
دختر غمگینی که اینقدر دور بوده و اینقدر محکم به نظر رسیده که روزهاست مادرش بهش زنگ نزده
دختری که توی این روزای بهار هیچ حس درس خوندن نداره.به خودش میگه بیش از ۲۰ سال درس و کارت در صدر افکار و دغد
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها