نتایج جستجو برای عبارت :

به چهی افسرده می گویند؟

دوتا مسکن خوردم اما خواب نرفتم. به حالت مستی روی صندلی نشستم و سعی کردم ادای ادم‌های دوتا مسکن نخورده را دربیاورم. دقیقا مانند زمانی که به ادم افسرده ميگویند حالا سعی کن افسرده نباشی. ولی افسرده بودن و مانند مست‌ها بودن امن‌تر است. باید وقتی حالت خوب است بگذاری خوب باشد و وقتی مانند مست‌هایی فقط تلو تلو بخوری. هیچ اجباری وجود ندارد. بعد یک روز ميبینی ميتوانی افسرده یا مست نباشی. یا اثرات نسخه‌های خود نوشته است یا فقط زمان. شاید در زمان هیچ
باز هم سگ افسردگی و پاچه‌ی ما
این روزها به شکل بدی در نوسانم و از وقتی هم که م مرا حذف کرد افسرده حال‌تر شده‌ام.
ميم گیر داده به خودشناسی و تناقض‌هایم و من خودم یک لنگ پا در شرف افسردگی‌ام. حال و روز هیچ خوب نیست. چاق، افسرده، از درس عقب مانده و و و 
چی‌کار مي‌توانم بکنم با این خودم؟ از زندگی سیرم و با هیچ احدی هم ميل سخن ندارم. 
سوال‌هایی توی سرم است که آزارم ميدهد. سوال‌هایی مثل "که چی" و جواب هیچی .
درد دارم به واقع و ریشه‌ی دردم را نمي‌دا
دیر گاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است
                                           بانگی از دور مرا مي‌خواند
                                           لیک پاهایم در قیر شب است
 
 
رخنه‌ای نیست در این تاریکی:
در و دیوار به هم پیوسته
                                          سایه‌ای لغزد اگر روی زمين
                                           نقش وهمي است ز بندی رسته
 
نفس آدم‌ها 
سر به سر افسرده‌است
روزگاری است در این گوشه‌ی پژمرده‌ هوا
هر نشاطی مرده است.
مدت‌هاست که یا افسرده‌ام و البته به لحاظ بیولوژیکی و یا حالم خوبه، مدت‌هاست یه غم دلنشین به سراغم نیومده. دیگه کسي نمونده که غمش رو داشته باشم. یه ور منم و یه ور دنیای خشک و ممتد. مدت‌هاست در افسرده حالی و خوشی غرقم و هیچ حال معنوی اگر بشه اسمش رو گذاشت معنوی رو تجربه نمي‌کنم. امروز داره یه غمي سر مي‌خوره تو دلم و من شاد شدم، نره از یادم! کاش این غم چند ساعتی مهمون دلم باشه. 
 
خدایا در پس همه دل مشغله ها شکر مي کنم بخاطر وجود بنیامين نامي در زندگی ام
خیلی قشنگه تو دلت حس تعهد داشته باشی به یه نفر و چشت کور نسبت به همه غریبه ها  
خدایا این حس تعهد رو ابدی کن ‌‌‌
خدایا ميدونم ميانگین عمر خانواده ما خیلی کوتاهه حتی پدر و مادر مامان بابام زیر پنجاه سال فوت شدن،  ولی نه داغ منو بدل بنی بزار و نه داغ اون رو بدل من 
خیلی دوسش دارم خدا ، مواظبش باش افسرده نشه و مواظبم باش افسرده نشم 
دمت گرم خدا 
انسانهای گرفتار در سیلاب را ميبینماشکم روان ميشودشاید دچار افسرده خویی شده باشمشاید هم افسرده خو بودماشکم روان استشب و روز ندارددست خودم نیستیاد جنگ مي اید بسراغمانگار کاری که صدام نتوانست با سوسنگرد کندقرار است اب بکندهمان ابی که مایه ی حیات استاگر نتیجه بیتدبیری باشد ، چه؟آه از ان ساعتی که با تن چاک چاکنهاده ان تشنه لب صورت خود روی خاک
ابر سایه گستردهنور آسمان بردهدر زمين ظلمت سامردمان افسردهفصل سه ز سال دردواین جماعت نامرداعتماد و دلسوزیوه چه بر سرم آوردسگ بسی شرف داردبه آن کسي که آزاردروح خسته ام ، ميلبا تو یک شدن داردآخرین نفس مي باشبا تو عاقبت ایکاشبر لبان خشکیده امآخرین هوس مي باشنرگس دو چشمانشقطره های بارانشزندگی ببخشد برکافر و مسلمانشهق هق سحرگاهانبوی آسمان داردای خدا تو ميدانیباغ دل خزان دارد.حسین دشتی
یکی از دخترای ایرانی که توی یه استان دیگه زندگی ميکنه
و از من حدود 5 سال بزرگتره
افسردگی داره
دختر خیلی خوبی هست
درونگرا هست
ولی خب افسردگی هم داره
یعنی من چند بار باهاش صحبت کردم و احساس کردم که خیلی به مرز افسردگی رسیده
نه ماه دیرتر از من اومده اینجا
و جالبش اینه که اولش که اومد با دو تا ایرانی هم خونه بود
بیست روز نشده یه خونه برای خودش گرفت و رفت اونجا
که ازاد باشه و رها
و الان به شدت افسرده شده
یادمه هميشه بهم ميگفت که وای خدا تو چقدر عذاب م
خسته‌ام از این شلوغی و روز به روز نو شدن معشوق‌ها دوربرم.
یه آدم تنها که از تنهاییش به سمت معشوق‌هایی فرار مي‌کنه و هیچ کجا بقدری که نخستین معشوق دربرش به او ارزانی مي‌کنه نمي‌یابه اما همچنان دست نمي‌کشه.
خسته‌تم از این تنهایی و هرزگی. از این بی تفریحی. از این سکوت مطلق جهان. باید درس بخونم . باید تلاش کنم اما حسش نمياد، صبح تا شب موبایل دستمه و هیچ .
خسته‌ام و افسرده و هیچ چیز جهان برام اندکی دلخوشی نداره.
فرد افسرده به چه کسي گفته مي شود؟ چرا فرد دچار افسردگی مي شود؟ نشانه های افراد افسرده چیست؟ این قبیل از سوالات در جامعه کنونی ممکن است ذهن بسیاری از افراد را به خود مشغول کند زیرا با وجود استرس و فشار روانی که اخیرا افراد تحمل مي کنند بیشتر از پیش در معرض افسردگی قرار دارند. بنابراین با بالا بردن آگاهی افراد جامعه در زمينه افسردگی و نشانه ها و علت های ایجاد کننده آن مي توان خطر ابتلا به این بیماری روانی را در افراد یک جامعه کاهش داد.

ادامه مطل
جواب کوتاه این است که بله افسردگی مي تواند مسری باشد. ولی نه به این تعبیر که اگر به یک فرد افسرده دست بدهید بیماری اش به شما منتقل مي شود.دهها سال است که محققین علوم روانشناسی و جامعه شناسی به این حقیقت اشاره کرده اند که رفتارهای سالم و ناسالم مي توانند به دیگران منتقل شود. از ترک کردن سیگار تا خودکشی و همه احساسات و عادت های بشری مي توانند توسط دیگران، تقلید و تکرار شوند.افسردگی معمولاً همراه با مجموعه ای از رفتارها و عادتها است نظیر تصميمات
رنجی که افسردگی به روان فرد وارد مي‌کنه به عنوان بیماری یه وجه قضیه است. وجه بزرگی‌ش فاصله‌ایه که بین فرد و دنیای بیرون مي‌ندازه. تلاش فرساینده‌ و ناموفقی که افسرده جان یا افسرده خان مي‌کنه در جهت اینکه اعلام کنه من نرمالم. جوونتر که بودم نسبت به عشق، آدما، رابطه‌ها نگاهی خیلی غیرواقعی داشتم. البته که کاشکی تصوراتم محلی از اعتنا داشت. پی‌نوشت بی‌ربط: دوست دارم گاهی گزارش‌نویسی روزانه کنم. شاید یخ قلمم بشکنه لااقل. ولی چه‌جوری رو
نحوه حمایت از همسر افسرده,آموزش شویی
اگر همسر شما علائم زیر را دارد باید نسبت به افسردگی نگرانی داشته باشید:- به نظر مي‌رسد که دیگر هیچ‌چیز برای او فرقی ندارد.- به‌طور غیرعادی ناراحت، آسیب‌پذیر، حساس، خرده‌گیر و دمدمي‌مزاج شده است.- علاقه خود به کار، ارتباط جنسی، سرگرمي‌ها و سایر فعالیت‌های لذت‌بخش را از دست‌ داده است.- در مورد احساساتی مثل نااميدی و درماندگی حرف مي‌زند.- نگرشی منفی به زندگی پیدا کرده است.- مکرراً از دردهایی مثل سرد
الان عنوانو نوشتم و بعد 
یهو گفتم مشهد 
شیفتم رو نگاه کردم احتمالا اگه موافقت بشه فردا به جای عصر ميشم صبح 
رفتم تو اتاق تا آماده شم یادم اومد اطراف حرم خیابونها بسته است 
 از رول دستمال کاغذی یه نوار بلند کندم
بعد یکی ته دلم گفت ولش کن پاییز 
کله ظهر بری مشهد چکار کنی 
ميخوام برم زیارت بعد اگه بشه برم دکتر متخصص سنتی 
فایده داره؟ زیارتو ميگم 
چقدر افسرده ام 
چقدر زیاد افسرده و دل مرده ام 
اگه گرما زده بشم چی؟ 
ولی امروز هوا حسابی خنکتره 
چی
من هميشه تنها و ترسیده و فقیر و افسرده بودم. هیچ وقت یه آدم‌عاقل پیدا نکردم که باهاش صحبت کنم.توی خوابهای من هميشه دارم‌از یه مشکلی یا از یه بدبختی دارم رد ميشم. خواب ميبینم ناخنهام رو دارم‌لاک ميزنم ناخن هام کنده ميشه. خواب ميبینم خونه خریدم ولی بین طبقاتش پله نیست. خواب ميبینم کیک خریدم ولی چند تا گربه کیک ها رو خوردن. خواب ميبینم امتحان دارم ولی به امتحانم نرسیدم. خواب ميبینم گوشی خریدم ولی افتاد زمين و جای شارژش خراب شد. خلاصه ميخوام بگم
دوباره دیوونه شدم و نمي دونم با این فقدان چه کنم. از صبح به خودکشی فکر مي‌کنم و راه حل نهایی برام همينه. دیگه خسته شدم از این گدایی محبت و دوست داشتن و دوست داشته شدن طبعم رو نمي‌تونم تغییر بدم و حالم هر روز بدتر مي‌شه و لجن درونم نمایان تر و بیشتر از خودم بدم مي‌آد. خسته شدم . خسته‌ام. توان ندارم برای ادامه و دلیل و اراده ای هم نیست. فقط مي‌خوام این مزخرف زندگی به پایان برسه مي‌دونم افسرده ‌ام اما مهم نیست، افسرده نباشم اوضاع چه شک
در بی‌معنا‌ترین حالت ممکن به سر مي‌برم. دیگر نه مثل سابق مي‌توانم برای خودم دلایل انرژی‌بخش بیاورم و از آن دلایل نیرو بگیرم و نه دیگر همچون گذشته این پوچی و بی‌معنایی مرا شدیداً افسرده مي‌کند. ناگاه، وسط تمام خواسته‌ها و کارهایم مغزم مي‌گوید خب که چه؟ ذهنم به اول و آخر این دورِ تکرارشونده فکر مي‌کند و روحم چونان مار زخم‌خورده‌ای از این همه بی‌معنایی به خود مي‌پیچد و مي‌پیچد و مي‌پیچد. از تأسف سری تکان مي‌دهم و بعد؟ هیچی، به زندگی
افسرده بودن فقط به معنی زانوی غم بغل گرفتن و بی ميل بودن به همه چیز نیست و اگر شما این علائم را ندارید، دلیل بر این نیست که شما افسرده نیستید. افسردگی چهره ندارد.به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از خبرآنلاین، اما اگر علائم زیر را دارید بیشتر باید به سلامت روان خود توجه کنید.کاهش فعالیت‌های اجتماعی:افسردگی شدید مي‌تواند بر کیفیت زندگی شما تأثیر بگذارد و اشتیاق شما را به کار، مدرسه، خانواده و حتی فعالیت‌های اجتماعی کاهش دهد. تغییر در فعالیت‌ها
پروفسور روانشناسی یکی از دانشگاه های امریکا Gregg Henriques درحین آموزش و همکاری با افراد متخصصی که در مراکر آموزشی و درمانی به مسئله افسردگی مي پردازند متوجه شده است که عملا تعریف مشخصی در باره افسردگی وجود ندارد. واقعیتی که مدت ها است به یک باور عمومي نیز تبدیل شده است. او در این نوشته سعی مي کند با بازگشت به پایه های بنیانی رفتار یک موجود زنده٬ تعریفی صریح و مشخص از افسردگی ارائه دهد.دکتر Henriques معتقد است افسردگی موقعیتی است که در آن، قابلیت روا
فکر ميکردم افسردگی مخصوص ن طلاقه گرفته و شوهر مرده است. یا مثلا دختران زشت و کچل که توی خانه بابا مانده‌اند. یک تصویر کمرنگ و خیلی دور. کنجکاو هم نبودم که ته و تویش را دربیاورم. اصلا دلم هم نخواسته بود بدانم افسرده‌ها کی هستند. آن موقع فقط ميدانستم ميثم پسر عمه‌م افسردگی دارد. یعنی توی اتاق خودش مي‌ماند و در را هم از پشت قفل مي‌کند. افسردگی، به "تنهایی" معنا مي‌شد. خوشبختانه در نزدیکی‌ام کسي افسرده نبود که از نزدیک ببینمش. فق
نميتونم بخوابم.حالت تهوع دارم. چشام ميسوزه. بعد با این وضع باید ساعت 10:30 برم خونه ی زهرا عکاسی.  سید باید محصولات رو پس بده. خری دیگه خر. تو که نميتونی کار کنی چرا قبول کردی. فقط خسارت مياری الان. قبول نميکردی بدون تو برنامه ميچیدن. فقط با نبودت داره لطمه ميزنی. باورم نميشه تا امروز عکسارو اپ کردم تو سایت سفارش گرفتند:/ حالا من اماده کرده بودم نميدونم چ مرضی داشتم زورم ميومد سایتو باز کنم اپ کنم. یک ادم تو این دنیا که افسرده ميشه باید خودش
سلامم چطوری ؟ خوبی ؟ چه خبر ؟ هیچ سلامتی خوبم تو چطوری ؟
هییی روزگار روزمرگی هم داستانی شده برا ما , همين جوریش وضعیمون داغون هست . تنگش دچاره این حلقه ی مزخرف شدن هم دیگه بدتر  و بدترش ميکنه .
یه حلقه ی بینهایت چرت که روز به روز خارج شدن ازش سختتر ميشه و روزبروز تو رو به افسردگی نزدیک تر و نزدیک تر ميکنه تا اینکه دیگه برات ميشه یه عادت ولی اینکه روز مرگی برات بشه یه عادت و هیچکس نفهمه خیلی سخته ها کار هر کسي نیست افسرده باشه و هیچکس نفهمه افسر
چند دقیقه بدون باز کردن شیر آب روی صندلی حمام نشسته بودم. عاقبت از ترس اینکه مستر به دوش نگرفتن و صدای آب نیامدن از حمام شک کنه و در حمام رو باز کنه و چهره اشک آلودم رو ببینه دوش رو باز کردم. دست و پام رو گرفتم زیر دوش اما خودم عقب تر روی صندلی نشسته بودم و به پهنای صورت اشک مي ریختم. مسبب حال بدم مستر بود. یا لااقل دقیقه های اول من این فکر رو مي کردم. از رفتارش در برابرم بدم مي آید. به حال زارم در آینه نگاهی انداختم و با صدای از نطفه خفه شده گریه کرد
سلام
من دختر هستم و ۲۴سالمه و مجرد، هميشه وقتی به آدم های دور و اطرافم که نگاه ميکنم ،دوستان ،همکلاسی هام و در و همسایه و فاميل، دخترهایی دیدم که بعد ازدواج شون خیلی تغییر کردن، هم از لحاظ جسم و شکل اندام و چهره شون خیلی زیباتر شدن جوری که انگار همون دختر زشت و بد اندام نبودن، هم از لحاظ روحیات خیلی بهتر شدن و انگار همون دختری نیستن که تو خونه ی باباشون افسرده و پژمرده و بی روح بودن.
حتی بین همکلاسی هام دختری بود که خیلی افسرده بود و خیلی منفی
جواب کوتاه این است که بله افسردگی مي تواند مسری باشد. ولی نه به این تعبیر که اگر به یک فرد افسرده دست بدهید بیماری اش به شما منتقل مي شود.
دهها سال است که محققین علوم روانشناسی و جامعه شناسی به این حقیقت اشاره کرده اند که رفتارهای سالم و ناسالم مي توانند به دیگران منتقل شود. از ترک کردن سیگار تا خودکشی و همه احساسات و عادت های بشری مي توانند توسط دیگران، تقلید و تکرار شوند.
افسردگی معمولاً همراه با مجموعه ای از رفتارها و عادتها است نظیر تصميما
اینو متوجه شدم،
اگه اشتباه ميکنم، هم پسرا هم دخترا بهم بگن.
مردها، یعنی جنس مذکر، تا وقتی پارتنری که دوست دارن رو پیدا نکردن، همه ش ميرن بیرون، پست ميذارن اینورو اونور، همه ش به اینو اون پیام ميدن و خیلی تحرک دارن.
یعد که آدمي که دوست دارن رو پیدا ميکنن،
دیگه اروم و قرار ميگیرن
و کلا دیگه حال ندارن پست جدید بذارن، کلا دوست دارن به اهدافشون فکر کنن، تلاش ميکنن برای مستحکم کردن و لذت بردن از زندگیشون.
 
دخترا برعکسن.
 
دخترا به محض اینکه آدم فان
عصرها در مسیرم
پسر جوان قد کوتاهی رو ميبینم که جلوی یک ميوه‌فروشی نشسته و دست راستش رو روی یکی
از جعبه‌ها دراز کرده، ریش گذاشته جوری که انگار از تیپش خیلی مطمئنه، ولی خب، قدش
یک و نیم متر بیشتر نیست. سرش بالاست و به روبروش نگاه مي‌کنه و آثار ترسش رو پنهان
مي‌کنه و خودش رو نسبت به شروع یه مکالمه جدید بی‌علاقه نشون ميده. دختر جوونی  هم هست که نزدیک ميدون، دست‌فروشی مي‌کنه و
صورتش رو با اخم از پسرهای جوون زشت ميه تا خیال برشون نداره. اینجو
خدایا 
گفتی بارهایم را بر دوش تو بگذارم 
با فرزندم مشکل دارم کمک کن حلشون کنم فعلا نمي برمش آزمون تا شهریور
هر چه تو بخوای اگه بخوای یکسال با تاخیر ميبرمش مدرسه 
با عشقم چیکار کنم اونم سپردم دست تو اگه بخوای اونم از من بگیر اگه ميدونی به صلاحم نیست با کسي باشم 
اونم به تو ميسپارم 
خودم و زندگیم رو به تو ميسپارم 
اگه فکر ميکنی برم پیش مشاور بهتره خب ميرم فقط تو اونو سر راهم قرار بده 
الان دیگه فهميدم مشکل من اطرافیانم نیستن چون من بازهم افسرده
اگر این 4 علامت را دارید شما هم افسرده اید
افسردگی حالتی است که فرد توان و انرژی انجام فعالیت ها و کارهای روزمره را ندارد و گویی یک نیروی منفی از درون او را از انجام کارهای روزانه اش باز مي دارد تشخیص و درمان به موقع افسردگی در بهبود کیفیت و عملکرد زندگی افراد بسیار اهميت دارد.
دکتر مهدی دوایی روانشناس و عضو هئیت علمي دانشکده علوم شناختی گفت : اولین علت بارز شروع افسردگی مختل شدن اشتها است بدین معنی که فرد یا دچار بی اشتهایی شدید است و یا اشتها
دیروز با یک تازه آشنایی چت داشتم و سبک شدم. هورمون‌هام بهم ریخته و دچار شیدایی جنسی‌ام. شب غمي از دوری ح داشتم. و در کل دیروز افسرده حال بودم چون خسته‌ام از این علافی. بی‌هدفی، بی‌برنامگی.
ميم ميگه باید هدف داشته باشی و مدام بهش فکر کنی، اینجور که چه چیزی تو رو مي‌تونه به هدفت برسونه؟ ااماتش رو دنبال کنی؟ هدف مثل خوره به جونت باشه.
راستش فعلا هدفم دکتری و رفتن از ایران هست. و در مرحله‌ی بعدی داشتن تزهای بزرگ در فلسفه. چطور له اینها بای
زندگی مانند انسانی با آلتی بزرگ و دایما تحریک شده است.اگر تلاش کنی برای بدست آوردن زندگی آن آلت نصیبت ميشود.اگر برایش دلبری کنی آلتش را به تو ميمالانداگه عاشقش بشوی عاشقانه آلتش را به تو ميدهداگر به او گوش کنی آلتش را در گوشت فرو ميکنداگر از او درخواست محبت کنی وقتی مادرانه سرت را نوازش ميکند تو را در آلت خود فرو ميکنداگر افسرده شوی برای به تو ادای افسرده ها را در مي آورداگر بترسی در تنهایی هایت به تو ميکنداگر  بخواهی موفقیت را
پنجشنبه یعنی دو روز پیش با ميم سر افسردگیم درگیر شدیم و اون گفت که دیگه تحمل اینهمه افسرده بودن من رو نداره. راست مي‌گفت تو اون ۵ روز که مح رفته بود عجیب افسرده بودم و افتاده بودم یه گوشه و حالم بد بود و همش فکر سیانور و خودکشی بودم. تا اینکه پنجشنبه رفتم کافه شهر کتاب مرکزی و ح رو دیدم و خب خیلی خوب بود. با هم حرف زدیم کمي تو پارک نشستیم و کمي هم تو ماشین و اون کمي نوازشم کرد، دستم رو گرفت و حتی بهم دست زد اما اون قسمتی که دستم رو گرفت خیلی خوب بود
سرزندگی زن در خونه چه تاثیر مثبتی بر افراد اون خونه دارد؟گول زدن یک شوهر با سرزندگی و خوشحالی همسرشیک زن بداخلاق و افسرده باعث خراب شدن رابطش با هم
یک زن افسرده حال و غمگین باعث مي شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود
در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث مي شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از ن نق زن بیزا
آیا مي‌دانید افسردگی چیست، چه علائمي دارد و علت بروز افسردگی چیست؟ افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی است که این روزها خیلی ها با آن دست و پنجه نرم مي کنند.هر کسي گاهی ناراحتی، غم و اندوه را تجربه مي کنند که ممکن است واکنشی طبیعی در برابر بحران ها و شرایط استرس زای زندگی باشد اما زمانی که شخص افسرده است، این ناراحتی و غم، زندگی فردی، شغلی و اجتماعی شخص را مختل مي سازد. افسردگی که “افسردگی بالینی”  یا “اختلال افسردگی” ن
سرزندگی زن در خونه چه تاثیر مثبتی بر افراد اون خونه دارد؟گول زدن یک شوهر با سرزندگی و خوشحالی همسرشیک زن بداخلاق و افسرده باعث خراب شدن رابطش با همسرش ميشو
یک زن افسرده حال و غمگین باعث مي شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود
در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث مي شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از ن ن
مادرم باورش نمي‌شود من هم مي‌توانم افسرده شوم. افسردگی برای کسي مثل من را چیزی شبیه ایمان، تقوا و عمل صالح برای مایکل جکسون مي‌داند. هروقت مرا بی‌حال، کم انرژی و کم حرف مي‌بیند، پله پله جلو مي‌آید. اول از همه شروع مي‌کند به رگباری پرسیدن سوال: خوبی؟ چیزیته؟ کسي بهت خیانت کرده؟ عاشق شدی؟ کی هست طرف؟ با کی دعوات شده؟ مشکلت چیه تو آخه؟ و و و و» مرا سرگردان با دهانی یک متر باز شده از تعجب و جواب هیچی به خدا چیزی نیست» رها مي‌کند و در را پشت س
ای ستاره‌ی عظیم و فروافتاده‌ی غربیای سایه‌های شبای شب افسرده‌ی رشک‌آلودای‌ستاره‌ی بزرگی که پنهان شده‌ایای تیرگی انبوهی که ستاره را پنهان مي‌کنیای دست‌های ستم‌کاری که توانم را مي‌گیریای روح بی‌پناه منای ابر پرخشونت گرداگرد من که روح مرا آزاد نخواهی کرد »
همه کسانی که امروز تنها و افسرده در گوشه ای هستند و هیچ یک از ما حالی از ایشان نمي پرسیم
روزگاری سلبریتی هایی بوده اند
روی سخن با بعضی از سوپراستارهای امروزی است که بدجور جو گیر شده اند و خدا را بنده نیستند
از گذشتگان درس بگیرید
روزهای تنهایی نزدیک است
 
وقتایی که خیلی از زندگی کردن پشیمونم هیچ کس جز خودم نميفهمه.بیشتر از هميشه و یواشکی قهوه ميخورم. درس نميخونم دانشگاه نميرم در حدی که استادا تا دم انداختن پیش ميرن. همه فکر ميکنن تنبلم. خودمو الکی به خواب ميزنم در حالیکه اصلا نميخوابم. هرکاری که ميدونم بده انجام ميدم . اینا تا جایی پیش ميرن که تبدیلم ميکنن به یه آدم افسرده و عصبی. عموما کسي از این دوره قبلی خبر نداره برای همينم وقتی یهویی عصبی و افسرده ميشم کم کم ادمای اطرافم ازم دور ميشن گاها د
افسرده‌خویی، اختلالی است که نشانه های افسردگی به صورت مزمن در اکثر ساعات شبانه‌روز، حداقل به مدت 2 سال وجود داشته باشد. با این حال شدت و تعداد علایم در افسرده خویی کمتر از افسردگی اساسی است. اگر به این اختلال مبتلا باشید، معمولا این حالات و خلق پایین خود را عادی تلقی مي‌کنید یا ممکن است نسبت به مشکل خود بینش نداشته باشید. حتی اطرافیان نیز به احتمال زیاد متوجه بیماری شما نمي شوند چرا که علایم بیماری به صورت تدریجی و بی سر و صدا بروز پید
آب هميشه از س گریزونه. تا راه فراری پیدا مي کنه، سریع شروع به حرکت مي کنه. اگر هم مدت زیادی ساکن بمونه، فاسد و کثیف ميشه. به نظرم روح ما هم مثل آب مي مونه. هميشه تمایل داره که حرکت کنه و فعالیت داشته باشه. اگه تحرک و پویایی نداشته باشه، فاسد ميشه. حال خوبشو از دست ميده. پژمرده و افسرده ميشه. به نظرم نباید خیلی ساکن بمونیم اگه ميخوایم حالمون خوب بمونه.

منِ درون گرا،وقتی زیاد تنها ميمونم، نااميدی و حس بد وجودمو فرا ميگیره. باید برم سراغ کارام یا
راه بهبود افسرده خویی:افسرده خویی یک نوع اختلال و شرایط روانی مي باشد.مشخصه افسرده خویی افسردگی مزمن مي باشد که حداقل در مدت دو سال باقی خواهد ماند . که با وجود این افسرده خویی به شدت افسردگی عمده نمي باشد. راه بهبود افسرده خوییبدین معنی مي باشد که هرچند افسرده خویی موجب نوعی اختلال . در رویکرد کاری و همين‌طور تحصیلی و اجتماعی خواهد شد . ولی مقدار آن به شدت اختلالی که بر اثر افسردگی به وجود مي آید. نمي باشد و افسردگی قوی معمولا
فقط با یه چیز خودمو دلداری ميدادم که رشته ی مورد  علاقم که روانشناسی بود نرفتم ، که کمتر با غم و غصه و درد های مردم سروکار دارم، و با پتانسیل تغییر مودی که در خودم ميدیدم فکر ميکردم حتما افسرده ميشم. نميدونستم داروسازی هم همين کارکرد رو داره. استرس دائمي امتحان و نذاشتن وقت برای هیچ غلط دیگه ای.
عصری دلم نخواست بمونم تو یه فضای بسته، برای همين خیلی له و لورده شده پا شدم زدم بیرون گفتم برم بین مردم،بین خندهاشون، بین صداهای زیر و بمشون.اومدم مث قبلنا فاصله ی بین تئاتر شهر و انقلاب رو قدم بزنم و لذت ببرم اما.اما اینبار مث گذشته نبود انگار مردم هم خسته بودن، دپرس بودن، یا نه. شاید چون من غمگین بودم اینجوری به نظر مي‌رسید. ولی به هرحال خنده ای ندیدم.پیاده رو های هميشه قشنگ هم غمگین بودن دیگه زیبا نبودنمغازه های کتابفروشی دیگه منو به داخ
➣ خانمي به دکتر گفت: نميدانم چرا افسرده ام و خود را زنی بدبخت ميدانم.
➣ دکتر گفت: باید ۵ نفر از خوشبخت ترین مردم شهر را بشناسی و از زبان آنها بشنوی که خوشبختند. زن رفت و پس از چند هفته برگشت، اما اینبار اصلاً افسرده نبود. 
به دکتر گفت: برای پیدا کردن آن ۵ نفر، به سراغ ۵۰ نفر که فکر مي کردم خوشبخت ترینهایند رفتم، اما وقتی شرح زندگیشان را شنیدم، فهميدم که خودم از همه خوشبخت ترم.
➣ خوشبختی یک احساس است و وما با ثروت بدست نمي آید. خوشبختی رضایت ا
مخاطب عزیز، شما نمي‌دانید که تا چه حد دلم حرف زدن و گریه مي‌خواهد. اما خودم هم نمي‌دانم که باید از چه دری صحبت کنم! بغض گلویم را بسته و همه چیز غم‌انگیز است. دیشب که توی خیابان از سرما مي‌لرزیدم، با خودم فکر مي‌کردم که از آن ابتدای خلقتم همه چیز برایم غم‌انگیز بوده. من از ۶ سالگی دلم به حال تنهایی پدرم مي‌سوخت و گریه مي‌کردم. مخاطب عزیز، من دیگر تنهایی زورم نمي‌رسد. باید بروم از مشاور کمک بگیرم. من از همان قرص‌های لعنتی مي‌خواهم که دوستا
راه بهبود افسرده خویی:افسرده خویی یک نوع اختلال و شرایط روانی مي باشد.مشخصه افسرده خویی افسردگی مزمن مي باشد که حداقل در مدت دو سال باقی خواهد ماند .که با وجود این افسرده خویی به شدت افسردگی عمده نمي باشد.راه بهبود افسرده خوییبدین معنی مي باشد که هرچند افسرده خویی موجب نوعی اختلال .در رویکرد کاری و همين‌طور تحصیلی و اجتماعی خواهد شد .ولی مقدار آن به شدت اختلالی که بر اثر افسردگی به وجود مي آید.نمي باشد و افسردگی قوی معمولا به تدریج از اوایل د
راه بهبود افسرده خویی:افسرده خویی یک نوع اختلال و شرایط روانی مي باشد.مشخصه افسرده خویی افسردگی مزمن مي باشد که حداقل در مدت دو سال باقی خواهد ماند .که با وجود این افسرده خویی به شدت افسردگی عمده نمي باشد.راه بهبود افسرده خوییبدین معنی مي باشد که هرچند افسرده خویی موجب نوعی اختلال .در رویکرد کاری و همين‌طور تحصیلی و اجتماعی خواهد شد .ولی مقدار آن به شدت اختلالی که بر اثر افسردگی به وجود مي آید.نمي باشد و افسردگی قوی معمولا به تدریج از اوایل د
چرا چیزی به اسم خوشحالی‌فروشی تو دنیا نیست؟
اگر بود لابد خیلی گرون بود و بازم آدمای عادی نميتونستن از پس هزینه‌هاش بربیان بعد بیشتر افسرده ميشدن و پولدارها خوشحالی‌ها رو ميخریدن و هميشه خوشحال بودن. با این حساب خوبه که نیست. 
پراید ما یه آپشن داره که پورشه هم نداره! اونم اینه که یه دکمه داره که وقتی نگهش ميداری آنتنش از کنار در راننده مياد بالا، اون وقت فرکانس های باند FM رو با کیفیت ميتونی گوش کنی.
یه آپشن غیر ضروری هم داره که کولرش باشه! بعد تصادفی که داشتم (البته به من زدن!) برای صافکاری گاز کولر رو خالی کردن. سال بعدش حوصلم نشد برم پرش کنم، سال بعدترش رفتم گفت یه چیزیش مشکل داره باید فردا بیای اوسا فلانی بیاد سرویسش کنه که بازم پشت گوش انداختم، و امسال نور علی کل ن
افسرده‌خویی، اختلالی است که نشانه های افسردگی به صورت مزمن در اکثر ساعات شبانه‌روز، حداقل به مدت 2 سال وجود داشته باشد. با این حال شدت و تعداد علایم در افسرده خویی کمتر از افسردگی اساسی است. اگر به این اختلال مبتلا باشید، معمولا این حالات و خلق پایین خود را عادی تلقی مي‌کنید یا ممکن است نسبت به مشکل خود بینش نداشته باشید. حتی اطرافیان نیز به احتمال زیاد متوجه بیماری شما نمي شوند چرا که علایم بیماری به صورت تدریجی و بی سر و صدا برو
چطور تو این مملکت و از هرلحاظ آشفته بازارش زندگی ميکنن ولی نه افسرده ميشن و نه واسشون فرقی داره؟؟؟شرم ب این زندگی و نکبت بر این مملکت ک آدمو از زندگی دلسرد ميکنن.امروز اختلاف بین ما و اونا یکی دوتا نیست. ما چمون شده یا اونا چرا همچینن؟!.
عاقا این اون موقع ها سر از باسن تشخیص نميداد
بچه انقدر نمک
موزیسین
خواننده
یا بسم ا.
پی نوشت1:کرمم گرفته برم بهش کرم بریزم
پی نوشت2:دیگه افسرده نیستم گویا خدا نجاتم داده
پی نوشت3:هیچوقت فکر نمي کردم اینطور کشف هایی انقدر هیجان انگیز باشه
پی نوشت4:خداوند مرا ببخشاید
بدنم پر از مو شده و حال ندارم شیو کنم. از خواب که بیدار ميشم برای ادامه‌ی زندگی عزا مي‌گیرم. مقاله جلوم بازه و مدام دارم اپ‌ها رو باز مي‌کنم. چمه من خب! پی‌ام‌اس لعنتی اومده عینهو بختک نشسته رو جونم و افسرده حالم. نه گریزی نه پناهی فقط هی یاد خودم ميندازم که این نیز بگذرد. ولی به چه جان کندنی . چیه این زن بودن و دوره‌های عادت ماهانه و افسردگی‌ها، دردها و بدقلقی‌ها؟ اگه این باگ خلقت نیست پس چیه؟
شهید اکبر افسرده بلگوری
 
نام پدر: حسن
محل تولد: بالابلگور
تاریخ تولد: 1345/06/02
تاریخ شهادت: 1366/08/06
محل شهادت: سومار
یگان اعزامي: ارتش
وضعیت تأهل: مجرد
ميزان تحصیلات: دیپلم
گار شهید: مسجد آقازمان بالابلگوربرای مشاهده و دریافت تصاویر در سایز اصلی بر روی آنها کلیک کنید
به شکوه گفتم:
برم زِ دل
یادِ رویِ تو
آرزویِ تو .
به خنده گفتا:
نرنجم از
خلق و خوی تو
یادِ رویِ تو
ولی ز من دل چو برکنی
حدیثِ خود بر که افکنی
هر کجا روی
وصله ی منی
ساغرِ وفا
از چه بشکنی؟
پ.ن: ظهر جمعه ی خود را به جای خطابه ی نماز جمعه با صدای نامجو نگذرانید، افسرده بشید کی گردن ميگیره؟ ولی چه خوب و اثر گذار ميخونه :( اَه! دارم متنبه ميشم!
فرض کنید افسرده‌ یا خشمگین هستید، آیا در محل کارتان وقتی رییس یا همکاران شما کاری بکنند یا چیزی بگویند که باب ميل شما نیست آنها را کتک مي‌زنید؟ به آنها فحش مي‌دهید؟ البته که نه، مگر این که قید شغل خود را زده باشید. در خیابان هم به دلیل اینکه آزرده‌اید مردم را نیشگون نمي‌گیرید و کتکشان نمي‌زنید. مي‌دانید چرا؟ چون عواقب سنگینی برایتان دارد. بنابراین هرچقدر هم که خشمگین باشید خود را کنترل مي‌کنید.اما در خانه کودک خود را کتک مي‌زنید به ه
سلام و عرض ادب 
اهل مقدمه چینی نیستم یک راست ميرم سر اصل مطلب؛
دختری هستم ۲۱ ساله که دچار دگرگونی هایی شدم که نميدونم اسمش رو چی بذارم، بیماری یا . ؟، قبلا خیلی شاد و شیطون بودم، خیلی خوش بین بودم، اصلا ۱۸۰ درجه همه چیز چرخیده.
دیگه به کسي خوش بین نیستم، به شدت جوشی و پرخاشگر شدم، نميتونم با کسي صميمي بشم و در واقع به کسي نزدیک بشم، نميتونم اعتماد کنم به کسي، کاملا کم حرف شدم، همه ش حس ميکنم یک آدم افسرده شدم، برام خواستگار مياد اما نميتونم
تفاوت افسرده خویی با اختلال افسردگی چیست؟ ميلیونها نفر درسراسر جهان به انواع افسردگی مبتلا هستند. در مواردی که فرد مبتلا به اختلال افسرده خویی است، شدت علایم خفیف‌تر از اختلال افسردگی است ولی دوره‌های آن طولانی‌تر هستند. در نتیجه کمتر برای درمان اقدام مي‌کنید؛ چرا که ممکن است اخلالی در عملکرد اجتماعی تان نداشته باشد. ولی به صورت مزمن از لذت بردن محروم مي‌شوید. از طرف دیگر به دلیل اینکه مانند افسردگی حاد، تغییرات بارزی در شما ای
مشخصا افسرده ام و نیازمند به دارو. اما فعلا ن پول دکتر رفتن دارم نه وقتشو. 
واسه همين حالم بطور عجیبی نوسانیه و بصورت یک خوب و بد ميشم. اعتماد به نفسمو از دست ميدم و دوباره بدست ميارم. اذیت کننده است.
باید سخت زبان بخونم. خیلی سخت.
ادامه مطلب
داستان این فیلم در مورد جوان افسرده ای است که در یک فرودگاه کار ميکند و وظیفه ی حمل کیف های مسافران را دارد و مجبور است با ترس های خود مقابله کند ، یک روز یک دختر جوان بریتانیایی که از بیماری سرگیجه نیز رنج ميبرد از او ميخواهد که تا برای انجام لیست باکت های عجیبش به او کمک کند و.
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
کاش باد بیاد طوفان شه همه چیز  زیر و رو شه و من تموم شم
من که خودم قدرت تموم کردن رو ندارم. قدرت پایان دادان به اینهمه کثافتی که توش غرقم من بازم در یک پروسه‌ی تکراری عاشق شدم اما ایندفعه عاشق یکی که ۱۰ سال ازم کوچکتره، تخس و زبون نفهمه و و و 
حالا هم حالم بده افسرده افتادم یه گوشه و هیچ کاری نمي تونم بکنم
چمه آخه؟ چرا نمي تونم خودمو جمع کنم
افسـردگـی بر روی کلیه جنبه های زندگی تاثیر مي گذارد. در این مورد باید اذعان داشت که روابط با جنس مخالف نیز از این امر مستثنی نیستند.زمانیکه یـکی از طرفـین در یک رابطه دچار افسردگی شده باشد، رابطه آنقدر آسیب مي بیند که مي توان گفت بقای آن با مشکل جدی مواجه خواهد شد.البته مي توان اظهار داشـت کــه یک رابطه خوب مي تواند برای کسانی که دچار افسردگی هستند، نقش مرهم را بازی کند؛ زمانیکه ميلی به انجام هیچ کاری نداریم، کمي عشق و محبت مي تواند ما را از د
آغایان توجه دارند که دارند با کله به ته دره سقوط مي کنند؟ حالا چه وقت دختربازی است؟ آیا ایشان فکر مي کنند با این بازی ها مردم عصبانی و در نتیجه افسرده مي شوند؟ به این فکر نمي کنند که انباشت عصبانیت ها کار را به خشونت مي کشاند؟ آیا دوست دارند با یک انقلاب خشن رو به رو شوند؟ آیا "حاضرند"؟
نا اميدی و ترس و بلاتکلیفی تمام حس های من به آیندست
در حالی افتادم تو جریان آب که بعضی وقتا هنوز از خودم ميپرسم آیا دوست دارم اصلن تن به این آب بدم؟و جواب رو نميدونم
یک روز آره یک روز نه
ولی حداقل این پنجشنبه وقتی برگشتم خونه افسرده نبودم
فکر کنم موتورم داره روشن ميشه 
و خب فکر کنم بار ها از خودم پرسیدم'قبل اینکه بری ببین برای چی ميری به چی قراره برسی که پاش همه چی ميدی؟
ولی خب یه روز روزای خوب رو همه مي بینیم:)
خدایا کمکم کن از دوتا بحرانی ک توش افتادم نجات پیدا کنمنميخوام افسرده بشمضربان قلب یه حالتیهپاهام نا ندارهته صدام بغضنميخوام این شرایط نميخوامنجاتم بدهنميخوام باقی عمرمو با غمش سپری کنمخدایا غلط کردم هر کاری ک کردمتو شاهد بودی من چ زجری کشیدمفقط نجاتم بدهنزار تو این حال بمونم
متن آهنگ تنهایی رضا شهریور
Lyrics Music Reza Shahrivar
Tanhaei
ترانه و شعر آهنگ تنهایی رضا
شهریور
تنهایی یعنی با خودت حرف بزنی هیشکی نباشه تنهایی
یعنی زانوهات از عمر رفتن راضی نباشهتنهایی یعنی به تولدت که نزدیکتر ميشی هیچ
حسی نباشه جز اینکه پیرتر ميشی
تنهایی دروغایین که باور ميکردی تنهایی زانوهاتن که
بغل ميکردیتنهایی حسرتایین که دویدی و چیدی تنهایی مقصدایین که خواب دیدی
آدمه ساده اونیکه تو ميبینی دریا نیست سرابه حالت
اصلا خوب نیست و خیلی خرابهافسرد
1) نسبت به کارهایی که قبلا از انجام آن ها لذت مي بردید، بی تفاوت مي شوید و علاقه ای به انجام آن کار ها ندارید.
این حالت در افراد افسرده هميشگی مي باشد و هر روز برای آن ها اتفاق مي افتد.
 
2) از دست دادن اعتماد به نفس و هميشه احساس گناه کار بودن.
این احساس تقریبا هميشه و تقریبا هر روز حضور دارد.کاظم سعیدزاده
زندگی پر از جدایی های متوالیه پر از رنج‌ های اجباری که به دنبال مکانیسم های دفاعی روان ما ازش ميگذریم
بچه ی اول خونه بودن هرقدرم سخت باشه یه مزیت داره 
اونم اینه که تو زودتر ميری 
وقتی یه جا بمونی و یه عده ازش برن اونجا ميشه خونه ی خاطرات و گذشته ها 
به خصوص اگه آدم افسرده و بچه محوری باشی
پدر و مادر من باید مثل بیست و چند سال پیش بازم دو تایی باهم زندگی کنن با این تفاوت که ميدونن این دو نفره دیگه قرار نیست سه نفره بشه
حالا اونا باید اتاق منو ع
این روزا ضعیف ترین و افسرده ترین نسخه از خودم هستم فقط این نیست که حس کنم خیلی پر رنگ و واقعیهحمله های لعنتیِ عصبی حمله های عصبیِ لعنتیدوست دارم چشمام رو ببندم و تو هیچ "هیچ" دنیای دیگه ای بیدار نشماین هیچِ خیلی برام مهمه خیلی
چه بهار افسرده ای!
لعنت به انتخابهای ما، لعنت به یک مشت رشوه خوار خائن که روی چنازه ی مردم پا گذاشتند تا روی این صندلیهای وجدان خور شیطانی بنشینند و شکم های سیری ناپذیرشان را با رشوه های متعفن شارژ کنند؛ خسرالدنیا والاخره
اميدوارم تا لحظه سقط شدنتان وجدانهای کفک زده تان بیدار نشوند و فرصت جبران نداشته باشید! نفرین ابدی بدرقه راهتان!
جهنم گوارای وجودتان!
خاله ی بابا دیروز مرد
امروز خاکسپاریشه
مامانم 7ونیم صبح سر صبحونه به این بهونه یادش افتاده باز بشینه برام وصیت کنه
جلو خودش با سکوت و خنده ای که عصبیه بیشتر ردش ميکنم
اونم فک مي کنه من الان چقدر به شخمم ام باز ادامه ميده
 
اما الان از وقتی رفتن تا الان یه بار تف انداختم تو هوا
الانم نشستم گریه ميکنم :/
بعد ميان ميگن چه مرگته؟ چرا افسرده ای؟ چرا عصبی ای؟ 
بزرگترین اشتباه من تبلنیه.نميدونم چرا تنبلم. اینجوری بگم کرختم. بی حوصله ام. جدیدا از کار که ميام نه تی وی ميبینم نه بازی ميکنم نه کاری ميکنم فقط دراز کشیم و به در و دیوار نیگاه ميکنم و عرق سرد ميکنم حتی حوصله نميکنم غذا و اب بخورم. حس ميکنم بیماری جدیدیه که اومده تو وجودم شایدم از نظر روحی افسرده شدم که اینجوری ام فقط ميدونم این کارم اشتباهه کاش بشه بتونم حلش کنم.
1) نسبت به کارهایی که قبلا از انجام آن ها لذت مي بردید، بی تفاوت مي شوید و علاقه ای به انجام آن کار ها ندارید.
این حالت در افراد افسرده هميشگی مي باشد و هر روز برای آن ها اتفاق مي افتد.
2) از دست دادن اعتماد به نفس و هميشه احساس گناه کار بودن.
این احساس تقریبا هميشه و تقریبا هر روز حضور دارد.


ادامه مطلب
خدا جونم خیلى خستم خیلى خیلى
حالم از خودم از این زندگى از همه و همه بهم ميخوره 
حالم از این همه ناراحتى ها از این همه ناله ها بهم ميخوره 
ميتونم بگم دیگه هیچى نميخوام هیچى هیچى 
حتى دیگه '' عکاسى ''
 '' فوتبال ''
و '' مهندسى مکانیک شدن '' هم نميخوام 
حتى دیگه نميخوام هیجده سالمم بشه
دیگه ذوق نميکنم براى رویاهایى که یه روزى دوست داشتم واقعى بشن
اصن مگه دیگه رویایى مونده ؟! نه
هر جا ميرم احساس ميکنم همه ازم متنفرم احساس ميکنم که حتى حاضر نیستن یه دقی
آمارهای روانشناسی، رشد و پیشرفت بیماری افسردگی را در بین همه اقشار جامعه نشان مي دهد که در این ميان، درصد ن افسرده جامعه بیشترین ميزان را دارد. به همين منظور این مطلب را به بررسی و معرفی جدیدترین و بهترین راههای درمان افسردگی شدید در ن (با دارو و بدون دارو) اختصاص مي دهیم.حداقل کاری که برای کمک به یک فرد افسرده مي توانید انجام دهید شاد کردن روحیه وی است اگر با رفتار و کلام خود قادر به انجام اینکار نیستید مي توانید با او به مکان سرسبز
♫♫ امسالم مثل هر سال ، بدون تو تموم شدامسالم گذشت و باز ، مثل هر سال حروم شدامسالم مثل هر سال ، نیومدی تو پیشمکم کم دارم از دوریت ، دیگه افسرده ميشمخسته شدم از اینکه ، تنهایی بشینمتو کنج اتاقم ، هی عکساتو ببینمخسته شدم و مي خوام ، یادم بره هستممن از همه دنیا ، دلگیرم و خستماین عید و نمي خوام ، من عیدی ندارممتن آهنگ قدیمي
معصومه رو که وسط راه دیدم و گل از گلم شکفت و از ته دلم خوشحال شدم، تازه فهميدم که بعد از بچه دارشدنم چقدر تنها شدم!چقدر دوستای خوبمو یکی یکی به بهانه ی وقت نداشتن و شلوغی سر کنار گذاشتم!چقدر گوشه گیر و منزوی شدم. و به تبعش افسرده.ارتباط با صميمي ترین رفقام شده در حد ماهی یه پیام یا کمترو این یعنی حلقه ی محاصره ی دنیا روز بروز داره تنگ تر ميشه و من وسط این دایره دارم له ميشم.
آدم خوبه حتی جوری افسرده بشه که بقیه اذیت نشن! نگران نشن، اصلا نفهمن!! چه کاریه اصلا؟؟ همه بدونن افسرده ای، خاصی، ناراحتی یا هر چی. که چی؟! :| 
 
+ آدمای دیگه درکی از دلایل تو برا ناراحتیت ندارن. و متاسفانه هميشه خودتو مقصر اول و آخر اعلام ميکنن و این ميشه قوز بالا قوز:|
 
+ از دیروز که اومدم خونه حجمي برابر با حجم کل یک ماه گذشته رو غذا خوردم. دلم غلط ميکنه بگه درد ميکنه :))
 
+ همش به فکر این بودم هفته دیگه ميرم آزمون چجوری خودمو از بقیه مخفی کنم. بعد
َ قَالَ [علیه السلام] إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ .*و درود خدا بر او ، فرمود : همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده شوند ، پس براى شادابى دل ها ، سخنان زیباى حكمت آميز را بجویید.
بسم الله الرحمن الرحیم
مي گوییم شجاعت مي گویند ماجراجوییمي گوییم عدالت مي گویند گدا پروریمي گوییم انقلابی بودن مي گویند تند رویمي گوییم ولایت مداری مي گویند تقلید کورکورانهمي گوییم استقلال مي گویند انزواطلبی
و همچنین .مي گوییم سازش مي گویند تعاملمي گوییم محافظه کاری مي گویند عقلانیتمي گوییم وطن فروشی مي گویند دور کردن سایه جنگمي گوییم غارت بیت المال مي گویند برداشتن حق از سفره انقلابمي گوییم حقوق نجومي مي گویند افزایش دستمزد به دلیل ت
دیگه هیچ چیز اونقدر خوب نیست.
البته هیچ چیز اونقدرم بد نیست.
احساس ميکنم دیگه به هیچ جایی تعلق ندارم حتا اینجا که خودم ساختمش.
احساس ميکنم تو دنیای تنهای خودمم و هرچقدر فریاد بزنم صدا به جایی نميرسه.
آدما هر کدوم تو سیاره خودشونن انگار.
فقط ميدونیم هستن.
ولی فقط همين.
+ دارم افسرده تر ميشم؟ :)
تفاوت افسرده خویی با اختلال افسردگی چیست؟ ميلیونها نفر درسراسر جهان به انواع افسردگی مبتلا هستند. در مواردی که فرد مبتلا به اختلال افسرده خویی است، شدت علایم خفیف‌تر از اختلال افسردگی است ولی دوره‌های آن طولانی‌تر هستند. در نتیجه کمتر برای درمان اقدام مي‌کنید؛ چرا که ممکن است اخلالی در عملکرد اجتماعی تان نداشته باشد. ولی به صورت مزمن از لذت بردن محروم مي‌شوید. از طرف دیگر به دلیل اینکه مانند افسردگی حاد، تغییرات بارزی
من رسما افسرده شدم .‌
داشتم همونجوری اشک ميریختم ، که برگشت بهم گفت تو دلت با اینجا موندن نیست.
قرار نیست به پای زندگی مادر پدرت بسوزی .
اونها زندگی خودشون رو دارن.
کسي ده سال بعد به خاطر موندنت اینجا  ازت تشکر نميکنه. 
کارهات رو بکن و برو . 
و من اشک ریختم و به ۱۰ سال بعد و جایی که دوست ندارم باشم فکر کردم و بیشتر اشک ریختم.
+اگر جسمتون دقیقا تو همون نقطه ی مکانی ای هست که دلتون شاده ، پس خوشبختین 
پرسش: سلام آیا مومن درست و حسابی افسرده مي شود؟ مي دانم ایمان درجاتی دارد اما آیا کسي که افسرده است مي توانیم بگوییم درجات پایینی از ایمان دارد یا اصلا ایمان ندارد؟ پاسخ: برای پاسخ به این سؤال توجه به نكات زیر ضروری است: 1- انسان از منظری سه ساحتی است:1- جسم، 2- روان (ذهن)، 3- روح 2- هر كدام از این ابعاد سلامت و بیماری و پزشك و درمانگر مربوط به خود را دارد. 3- به دلیل ارتباط تنگاتنگشان بر هم اثر مي گذارند و از هم اثر مي پذیرند. 4- ما روایاتی داریم كه م
نمي دانم چه مي خواهم خدا یابه دنبال چه مي گردم شب و روزچه مي جوید نگاه خسته منچرا افسرده است این قلب پر سوزز جمع آشنایان ميگریزمبه کنجی مي خزمآرام و خاموشنگاهم غوطه ور در تیرگیهابه بیمار دل خود مي دهم گوشگریزانم از این مردم که با منبه ظاهر همدم ویکرنگ هستندولی در باطن از فرط حقارتبدامانم دو صد پیرایه بستنداز این مردم که تا شعرم شنیدندبرویم چون گلی خوشبو شکفتندولی آن دم که درخلوت نشستندمرا دیوانه ای بد نام گفتنددل من ای دل دیوانه منکه مي سوز
قرص اعصاب با ادم چیکار ميکنه؟؟؟
تو رو بند خودش ميکنه بدون اون نميتونی بخوابی نميتونی آرامش داشته باشی.
من الان خوبم،خودم ميفهمم که حالم بد نیست
دکترها برای ارامش بیشتر و برای اینکه تو اضطراب نباشم 
برام قرص های اعصاب تجویز ميکنن!!!!
پنج شنبه شب یه دونه از قرص هایی که تازه داده بودن و خوردم
تا همين دیشب ملک الموت و جلو چشمام دیدم.
جمعه رو کلا روی تخت بودم!هیچ اختیاری از خودم نداشتم مثل یه مرده متحرک .
سرگیجه های وحشتناک و تنگی نفس و تپش قلب
اس
تو اکثر داستان های نوجوونیم، یه هیجده ساله‌ی ناراحت بودم که حس ميکرد فضای خونه براش تنگه و وسط شام پا ميشد از خونه مي‌زد بیرون و ميرفت شیرموز ميخورد. اکثرا مامان نداشت و از زن پدرش بدش ميومد. دلیل نیتیش از زندگی مشخص نبود. مکانش یه جای رو هوایی بود که معلوم نبود کجاس. به سختی ميخندید و اتاقش و لباساش افسرده بود و سیگار ميکشید. مي‌خوام بگم یازده دوازده سالم بوده، وات د هل؟
آدمهای توی این کشور،
و مخصوصا ایرانیهای این کشور رو،
بیشتر درگیر اثبات اینکه: تنها نیستن (ولی هستن)، دلتنگ نیستن (ولی هستن)، خوشگل هستن، وایت هستن، جذاب هستن، کار مهمي ميکنن، برای این مملکت مهم هستن، دوست های زیادی دارن، افسرده نیستن، و. یافتم.
 
نگران آدمهای این کشور هستم.
 
توی این مدتی ک خیلی اتفاقا برام افتاد. ینی ميشه گفت بخش بزرگی از زندگیم توی همه ی مدتی که افسرده بودم خیلی چیزا یاد گرفتم. یه زمانی فکر ميکردم اگه کسي رو از ته دل دوست داشته باشم و اونم منو از ته دل دوست داشته باشه افسرده نیستم. اما اصل قضیه اصلن به این مربوط نميشد. شاید ی کم تسکین دهنده بود و باعث ميشد یادم بره افسردگیمو. اما هیچ وقت باعث نشد که برای هميشه از بین بره.  اینو تو این یه سال رابطه فهميدم.  که مشکل افسردگی مشکل تمام ناراحتیام و خستگیا
وقتی دبیرستانی بودم معمولا من و همکلاسی های باحال و و بی خاصیتم یه اصطلاحی داشتیم به نام دپیدهو آن بدین معناست:دپرسِ افسرده حال!و افعالی هم با شناسه های مناسب برای آن ساخیده بودیمدپیده دپیدم دپیدی دپیدند دپیدید والان من واقعا دپیدم!!!!!!!!!!!البته به زبان الانم ميشه:چرخ احساساتم پنچر شدهکامل تفهیمه؟ خب خداروشکر
اضطراب و ریشه یابی آن در مدرسه را مي توان یکی از مهم ترین نکات در رابطه با روانشناسی کودک دانست.
والدین سخت گیر،مضطرب،افسرده و مشکل دار اغلب کودکانی را پرورش مي‌دهند که شخصیت وسواسی و مضطرب دارند و قطعا در آینده تمامي این اختلالات رفتاری را وارد زندگی اجتماعی و شوئی خود مي‌کنند.
ادامه مطلب
غرقم به شب وَ سکوت است حسودِ منآلوده ی عزاست همه تارو پودِ منفکرم نميرود به درستی به کارِ خودولگردِ پهنه ی شبهاست بودِ منافسرده ام وَ نفرتِ تبدارِ کینه هاپایش گذشت از سرِ حدّو حدودِ منمحوند سایه و شب در سیاهیمهستی گرفت بودنِ خود از نبود مناز خواب جستم و یک پنجره وَ نورپایان گرفت خستگی من ، جمودِ مناز نو رسید روزو سلامم به روز بادتقدیمِ هموطنانم درودِ من  .#احمد_یزدانی #کوتوال_فیروزکوه #انجمن_ادبی_کوتوال #ادبیها #بنیاد_شعر_و_ادبیات_داستانی_
یکی از بدترین خصلت های خاله پری  شدن اینه آنچنان روح و روانت رو بهم ميریزه که یادت ميره بخاطر چی اینهمه افسرده ای و دقیقا وقتی بهتر شدی یادت مياد , الان دلم ميخواد گریه کنم چون درد جسمي ندارم همش حواسم پرت  ميشه چرا ناراحتم بعد یادم مياد چمه, و بازم اشکم دم مشکمه و گریه م مياد, خب حالم خوب نیست , و اینکه در حد ترکیدن ورم کرده کل بدنم خخخخ
آدم حواسش نباشه تا مرز خودکشی ميره
به این فکر ميکنم :
1- ادامه تحصیل بدم و استاد دانشگاه و هیئت علمي و حداقل حقوقم 9 تومن باشه و در نهایت با یه نفره هم ازدواج کنم بدون هیچ اغراقی اصلا دوست ندارم پزشک یا همکار و هم رشته و اصلا شاخه علوم پزشکی باشه دوست دارم شاخه مهندسی درس خونده باشه :) » جدیدا بیان ميکنم عجیبه D:البته نه که بده حالا دو تا پزشکی خوبه ولی دو تا پرستار واقعا سخته !
2- دوباره کنکور و پزشکی بخونم ، یه چیزی بگم نه من توهم پزشکی دارم و نه هیچ چیز دیگه فقط من این چند سال افسرد
خودکار نداشته باشی= جزوه نداریجزوه نداشته باشی= درس نمي خونی. . درس نخونی= پاس نميشیپاس نشی= مدرک نمي گیریمدرک نگیری= کار گیرت نميادکار نداشته باشی= پول نداریپول نداشته باشی= غذا نداریغذا نداشته باشی= لاغر مردنی ميشیلاغرمردنی بشی= زشت ميشیزشت بشی= عاشقت نميشنعاشقت نشن= ازدواج نميکنیازدواج نکنی= بچه نداریبچه نداشته باشی= تنهاییتنها باشی= افسرده ميشیافسرده بشی= مریض ميشیمریض بشی = ميميریپس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنهميميری.!!
اره من بازم حالم بده هی افسردگیم برميگردهبا خودم فکر ميکنم اصلا مگه من هیچ زمان بوده که افسرده نباشم؟اصلا مگه افسردگیم هیچ وقت رفته؟هميشه بوده،تنها چیزی که هميشه همراهمه بهم چسبیده و خاطر منو خیلی ميخواد و البته دوست داره منو ب*ا بده همين افسردگیه.
دیگه روم نميشه بگم واشنا فلان کن فلان نکن،واشنا من ميخوام باهات قهر کنم واشنا من دارم دیوونه ميشم اینو متوجه ای؟
دیدین بعضیا همش ميگن هدف ما کمک به مردمه و قصد خیرخواهی داریم وقتای خالیشون رو با بیزینس کلس ميرن توی Ibiza و قبرس حالشو ميبرن؟ و همشم ميگن من تو رو رسوندم اینجا من تو رو رسوندم ولی در عمل برای ادم آب از آب ت ندادن و الان هم توی همون نقاط آفتاب ميگیرن؟ تازه خیلی ناراحت ميشن و غصه ميخورن اگه ببینن تو پیشرفت کردی در نبود اونها؟ کل و ته ته ته کمکشون دادن مرغ و گوشت به فقیرا هست؟
اینها علاوه بر بیمار حاد جنسی بودن، به شدت دروغگو و افسرده ن.
:)
عید هم
بسیاری اوقات در گفت‌وگو با مشتری‌ها، پرسش‌ها و صحبت‌هایی پیش کشیده مي‌شود که فروشنده معمولی، پاسخ‌هایی کلیشه‌ای و اغلب نچسب به آنها مي‌دهند. اما فروشنده نابغه چگونه به این پرسش‌ها پاسخ مي‌دهند؟ پانزده جمل? شگفت‌انگیز نوابغ فروش را در ادامه مي‌خوانید.1 فروشنده معمولی مي‌گویند: «نمي‌دانم».فروشنده نابغه مي‌گویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»2 فروشنده معمولی م
مردی که تصميم گرفته بر شیطان غلبه کند وارد عمل ميشود و پس تلاش های فراوان شیطان را دور از مردم و در خانه خود زندانی ميکند به این ترتیب آرامش و صلح بین مردم برقرار ميشود و همه چیز به خوبی پیش ميرود تا زمانی که یک دختر افسرده و نا اميد به طورصورت تصادفی باعث ميشود شیطان دوباره آزاد شود و…
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
باز رسیدیم اینجا که اسمش فقط خونه ست و من بدجوری دلم گرفته :( 
چه حس کرختی و بدی داره اینجا انگار دستت از همه چی سرد ميشه و اصلا اميدی وجود نداره. 
در این مورد باید یه فکر اساسی بکنم اینجوری نميشه هربار که از این شهر ميزنم بیرون واقعا خوشحالم و وقتی برميگردم افسرده ترینم!
یه چیزی اینجا سرجاش نیست ولی اون چیه؟
دلم مي خواد بدونم آدمهای مسن مثلا ۷۵ تا ۸۵ ساله از اینکه مي بینن برادر یا خواهراشون که سن های نزدیکی بهشون داشتن تازگی از دنیا رفتن ؛ چه حسی پیدا مي کنن؟باور مي کنن که مرگ بهشون نزدیک هست یا نه هنوز مثل من فکر مي کنن وقت دارن و دوره و یا اصلا بهش فکر نمي کنن؟بعد اگر احساس مي کنن مرگ بهشون نزدیکه چه حسی دارن و چطوری افسرده نیستن و تلاش مي کنناصلا اینا یه طرف، شما ها هم مسن های اطرافتون با روحیه و تلاشگرن؟مثلا هنوز به گل و گیاهاشون مي رسن و کارای ش
دارن خودشونو جر ميدن کنکور رو معوق کنن و مثلا با این کار از دادن سهميه به سیل زده ها جلوگیری کرده و باعث اجرای عدالت شن و علاوه بر این واسه خودشون وقت بخرن.با سهميه که هیچ رقمه موافق نیستم، این به کنار. بیشتر مشکلم ذخیره ی اوناییه که ميخوان معوقش کنن و تو تابستون درس بخونندوست گرامي؛ما مون نميکشه دیگه. به گا رفتیم تو خونهنزدیکه افسرده شیمشما چه طور ميخوای سه ماه معوقش کنی شهریور بری آزمون بدی؟؟فقط ميشه اینجوری توجیه کرد که شما ژ
لطلا به ادامه صفحه بدوید.هر بار در یک رابطه شکست مي‌خوریم، افسرده و خشمگین شده و سخنانی مانند:
" دیگر نمي توانم به کسي اعتماد کنم ! "
" زندگی چقدر پوچ است ! "
" هرگز اجازه نمي‌دهم کسي اینکار را دوباره با من انجام دهد ! " 
را بارها از ذهن مي‌گذرانیم.ولی‌؛ وجه بدتر داستان این است که چون ما، برای شروع ارتباط‌های جدید، به خودمان فرصت رسیدگی و التیام دردهای درونی‌مان را نمي دهیم، این شکست‌ها را دوباره و دوباره تجربه خواهیم کرد.
جدایی معنوی
دبی فور
بسم الله
به گمانم حال بدم برای کتابهایی است که مدت هاست نخوانده ام. حدودا یک ماه
کتاب های الکترونیکی را دوست ندارم.
کتابخانه هایی که عضو هستم کتابهای مورد علاقه ام را ندارند.
و بعلت گرانی کتاب و مابقی وسایل بیشمار کارم، امکان خرید همه کتابهایم را ندارم.
و افسرده ام از کتاب هایی که نخوانده ام .
روزهای کشدار و گرم تابستان طعم گس ی دارد . و همينطور طعم تنهایی
پایان نامه نیمه کاره ای که اصلا حوصله تکميل کردنش را ندارم.
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها