نتایج جستجو برای عبارت :

رقصی چنین میانه‌ی میدانم آرزوست.

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوسترقصي چنين میانه ميدانم آرزوست

31 خرداد سالروز شهادت شهید چمران متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


ادامه مطلب
با ،بال عشق حسرت پروازم آرزوست       ویران ز، خویش ونقطه ی آغازم آرزوست  صدبار اکر به دار بلا جان دهم ز، شوق      از تو حدیث عشق جهانسازم آرزوست  بیراهه رفته آن که بجز راه عشق رفت       در راه عشق همدم دمسازم آرزوست  وقتی  که میل عالم   بالا    کند   دلم          از عرشیان  ترنم   آوازم    آرزوست  شیدای آن نگاهم ومسحور این پیام           پیغام سر به م
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست       بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز              باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا     من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم               دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود     آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت     شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او    
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وآن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وآن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل است بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوس
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وآن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وآن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل است بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوس
هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی.خدایا! به هر که و هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی.عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی.هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه‌ی امیدی و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان‌های وحشت‌زای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ‌وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم.تو این چنين
دنیای که برادر نکشند آنم آرزو است :--------------------------------------- دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر وزدیو دد ملو لم وانسانم آرزو ست گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست(1) گفتم که صدق وصفا گم گشته از جمع ماگفت آنکه گم گشته ازشما همانم آرزوست گفتم در ملک ما برادر برادر کشدگفت دنیایکه برادر نکشند آنم آرزوست گفتم که زار پریش است حال ما – گفت احوال با نشاط سرو خرامانم آرزوست گفتم در همه جا دشمن کمین کرده است&nb
داشتن مسئله‌ی اصلی نیست. داشتن "آنچه که نیست" میچسبد. نمونه اش همین خنکای شب های تابستان است که حسابی خر کیف میکند آدم را. برعکس خنکای پاییز.
پ.ن:
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
(مولانا)
آنجا که کلام بازمی‌ماند، موسیقی آغاز می‌شود!». سخن گیرایی است منسوب به بتهوون. بیتی که مولانا در پایان غزل آشنایِ بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست» گفته است، انگار تعبیر دیگر همین حرف است:باقی این غزل را ای مطرب ظریفزین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست غزل نسبتاً بلندی است و آکنده از جوش عشق و خروش اندوه. زاری‌های دل است و دلیری‌های درد. انگار در ميانه‌ي گفتن و زاریدن است که نگاهش به رباب می‌افتد:می‌گوید آن رُباب که مُردم ز انتظاردست
۲۵ سال پیش، یونسکو، سازمان علمی و فرهنگی وابسته به سازمان ملل، به تعیین چنين روزی تصمیم گرفت. کمتر فرهنگی را می‌توان یافت که رقص خاص خودش را نداشته نباشد و این هنر و فعالیت شورانگیز آدمی در آن والا و محبوب به شمار نیاید. تنوع فرهنگی پس از شاخصه‌ای مانند زبان، از جمله در رقص‌های متفاوت و رنگارنگ اقوام و ملت‌ها جلوه یافته است. راه دوری نرویم،‌ رقص‌های لری و کردی و آذری و گیلکی خودمان و تفاوت‌های غنابخش آنها نمونه‌های خوبی در این ز
و اما "پدر" حق جو بود و حق گو بود و پوینده راه حق، و از برای من و بسیاری دیگر شمس فروزانی که حق را بدو می یافتیم؛ ولی 29 آذر 1388 آمد و تقدیر الهی بر این شد که زین پس خورشید نتابد و زمستان بیاید.نگه جز پیش پا را دید نتواندکه ره تاریک و لغزان استکه سرما سخت سوزان استو هوا بس ناجوانمردانه سرد است . زمستان است»و من باید فرا رسیدن زمستان را ناباورانه می پذیرفتم؛ و همنوا با حضرت مولانا می خواندم: والله که شهر بی‌ تو مرا حبس می‌شودآوارگی و ک
میچرخم ، میچرخم ، میچرخم ، لبخند میزنم و میرقصم ، باد موهامو پریشان میکنه و  مثل کودکی خندان و با شوق موهایم را دست باد میسپارم .
کم کم دارن میان، منتظرشون بودم ، با رقص به استقبالشون میرم ، مودب و متشخص قدم بر میدارن و دعوتشان میکنم به رقص ، از میان جمع دستشو میاره جلو ، دو به شک میشم ، دستهاشو بگیرم یا همه چیز را رها کنم و برم ، مامان با یه سینی تزیین شده که روش اسپند دود کرده سَر میرسه و دور سَرم اسپند دود میکنه ، دستشو میگیرم ، شه است و نا
آغوش تو امن ترین جایی ست که می شناسماین روزها که باز میهمان تو هستم همان بودن های عاشقانه همیشگیگرمای نزدیکی ات آرامم می کندسجده هایم هنوز هم عطر تو را داند.دیروز در پچ پچ درد دل هایم، آرزوهایم را برایت مرور میکردمولی فکر کردم کدام آرزوست که به این واگویه های خودمانی مان بیارزدميدانم باز هم بلند پروازی می کنم و پر توقع شده امولی باز هم تو را می خواهممی شود کمی نه همه خودت را به من بدهیهمیشه همیشههمه جا
نميدانم من شاهم یا شبه اما ميدانم که یکی از ما آسمان را خواهد شکافتميدانم از میان ما دو تن یکی بهشت را از آسمان به زمین خواهد آوردميدانم که تغییرفقط در کف دست ما نوشته شدهو ميدانم که دعای خیر مادر همیشه پشت سر ماستميدانم که دنیا بزرگتر از قد من است امااین هم ميدانم شمشیر تغییر کجا مخفی شدهمن نميدانم شاهم یا شبهاما ميدانم که هر دو آنها را میشناسمیکی از آنها در جلو و دیگر در پشت آینه است من ميدانم.
طبع
دنیای امروز با اختصارگویی موافق تر است؛ بنابراین بایستی بر مبدع داستانهای کوتاه
شش کلمه ای و ده کلمه ای درود فرستاد؛ من نیز به پیروی از این روش نیک در آستانه چهل
سالگی انقلاب ایران، برگزیده مشاهدات خود را در این پنج دهه از زندگی خویش در قالب
چند کلمه بیان می دارم:(از
سال ۱۳۴۷): فقط مبارزه بود و تبعید و زندان و استقامت، و وحدت.(از
سال ۱۳۵۷): پیروزی آمد و ترکش و شهادت، و در پی آن تفرقه و خشونت.(از
سال ۱۳۶۸): سعه صدر می دیدم؛ و در مقابل، چشم بستن ب
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیستبیشم مجال صبر و سر انتظار نیست
دیوانه این چنين که منم در بلای عشقدل عاقبت نخواهد و عقلم به کار نیست
گر خواندنت مراد و گر راندن آرزوستآن کن که رای تست مرا اختیار نیست
ما را همین بسست که داریم درد عشقمقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست
ای دل همیشه عاشق و همواره مست باشکان کس که مست عشق نشد هوشیار نیست
با عشق همنشین شو و از عقل برشکنکو را به پیش اهل نظر اعتبار نیست
هر قوم را طریقتی و راهی و قبله‌ایستپیش عبید قبل
بسم رب محی الاموات  شنیدم وارد مسجد شدید دیدید ابن ملجم(لعنت الله علیه) دمر خوابیده بیدارش کردید که نماز بخواند
بابایی دخترت هم خواب است  یک خواب عمیق خوابی از جنس غفلت.
باور نمیکنم بیدارم نکنید باور نمیکنم دریای بیکران مهربانی شما شامل حالم نشود
باور نمیکنم رهایم کنید چه کسی دلسوز تر از پدر برای دختر؟؟
بابا علی جانم
+فهمیدم شماره اسمم به ابجد برابری میکند با اسم محی الاموات 
زنده کننده مردگان.من هم خوش خوشانم شده و به فال نیک میگیرم انگا
بعضی حرف ها را مستقیم نمی توان گفت و استفاده از شعر نوعی از بیان است که هم موزون و خوشایند بوده  و هم می تواند اثر بخشی بیشتری داشته باشد:مثلا  اگر بخواهیم  به دوستی بگوییم (یا بخودمان گوشزد کنیم)  که به سر و وضع ظاهری خود رسیدگی کند ، شاید شعر زیر شعر زیبایی باشد:اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست، برون شیشه زحال درون شیشه گواست یا شاید شعر زیر باعث شود که یادمان بماند که با هر کسی نشست و برخاست نداشته باشیم :یک زمان صحبتی با اولیا
بسم الله الرحمن الرحیم
این فرهنگ مسخره از کجا آمده که باید از همه چیز پول در بیاوریم؟
و برای هر چیزی باید تصدیق یا لایسنسی داشته باشیم.
خدا فرهنگ ما را از این بلیات دور کند که اگر بخواهد می‌تواند ما را نیز این چنين بگرداند.
ان شاء الله امسال سال گشایش‌ها باشد.
سالی که هر یک از ما بتوانیم در بالابردن رونق تولید اقتصادی نقش ایفا کنیم.
عشق مسافت نمیشناسد  
عشق میانه ندارد
 عشق با تک تک سلول ها معنا می شود . 
عشق حرارت دارد حرارتی در قلب که به همه اعضا نیرو میدهد در خدمت معشوق 
وقتی حاضر باشی خار در چشمت برود ولی اخم چشم معشوق را با آزردنش نخواهی 
وقتی چادر شرم و حیای یک فرشته در هوای داغ گناه را باور نمیکنی . 
وقتی پایین بودن سر یک پسر سربلند، همیشه برایت تعجب است . 
من که ميدانم
 من که ميدانم همه وجودشان عشق است و احساس . 
من که ميدانم اگر شیرینی بندگی را چشیدی دی
بسم الله
کلا از اسم حمزه خوشم می آد. 
هم مفهوم سنگینی داره و هم اسم فردی بزرگ در اسلامه
و هم واژه های ساده داره
اصلا یه معصومیت و اقتدار خاصی داره این اسم حمزه
شاید ابوحمزه هم را به این خاطر دوست دارم
حمزه کلا برام ایستگاه برگشت به نقطه شروع دوباره است
هر وقت درجا می زنم به حمزه و کمیل رجوع می کنم برای بازگشت به دامن خدا
برای زیر نگاه خدا بودن. 
حمزه بودن هم آرزوست
اول. بیا یک بعدازظهرِ آفتابی بگریزیم. روزی پس از باران، درحالی‌که کسبهٔ بازار با کسالت توی دکان‌هایشان نشسته‌اند از جنوبِ شهر خارج شویم. برویم و برویم تا به دریا برسیم. فکر می‌کنم که دریا شروعِ آرزوست.
آخر. بیا نیایستیم، راه‌های نرفته صدایمان می‌کنند. 
یازده اردیبهشت باشد به نام کارگر # باید اینک ایستاد در احترام کارگر
بوسه باید زد به دست و روی او # شعرها باید سرود اندر مقام کارگر
زخم ها دارد به روح و هم به تن # سعی ها باید شود در التیام کارگر
امنیت در شغل او را آرزوست # وضع آیا می شود روزی دوام کارگر
سالها طی کرده با فقر و کساد # می شود آیا جهان روزی به کام کارگر
از رکود و بستن کارخانه ها # اوج بیکاری شده هم ازدحام کارگر
گرجی از روز ازل تا انتها # افتخارش بوده باشد او غلام کارگر
شعر احساسی زیبا برای خدا
 
تا نیست‎نقش خدا را بر قلبم نقاشی کردماحساسش را بر پس ابرها زمزمه کردمخدا را با تمام عشق آن کِشیدمهمگان را تسلیم او کِشیدمپیک حق را رسوای بیگانگی استخدا را مستی و یگانگی استتا آسمان هست خدا بودتا او بود عشق را منزلت بودکاش خدا نام زیباترین بودتا دریا و ستارگان یاد او بودنسیم احساس جان می دهدسحرگاه یاد خدا چو باده می دهدباران لحظه ای را غم می نوازدغم را خدا نقاشی عالم می نوازدلب را باید که دمی خدا گفتهر عشق را ب
✍️من یک مسلمان هستم.اگر میلیون ها تومان خرج مسافرتم به ترکیه شود همه میگویند:ایول چه آدم لارج و با کلاسی!اگر یک میلیون تومان خرج سفرم به کربلا شود همان جماعت میگویند:چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! ✍️من یک مسلمان هستم.اگر خرج یک شب عروسی من به همراه مشروب و تجملات ده ها میلیون تومان شود همه میگویند:عجب عروسی باحال و خفنی ایول!اگر یک عدس پلوی ساده نذری بدهم به ۱۰۰ عزادار همان جماعت میگویند:چرا با این پول شکم ۱۰۰ گرسنه را سیر نکردی ری
اینو شنیدین هر انسانی یه داستانی برای زندگیش داره؟؟؟
من زیاد شنیدم!!!
ولی دوست دارم ازشون بپرسم. 
واقعا!!!
داستان داریم تا داستان
بعضی داستان ها ارزش شنیدن نداره 
بعضی ها هم اصلا ارزش گفتن هم نداره
ولی خوش بحال اونی که یه داستان جذاب برای خودش داره
از اون داستان ها که فیلم ها رو از اون می سازن
مثله خیلی از شهدای انقلاب اسلامی 
از این داستان ها هم آرزوست
ميدانم که نظم  مهم است و باید آنرا داشته باشیم تا بتوانیم به اهداف خود برسیم ، اما از طرفی ميدانم زندگی آنقدر ابعاد مختلفی دارد که گاهی باید مانند یک موسیقی دان بداهه نواز به حس درونت مراجعه کنی تا بتوانی  خلاقانه آهنگی را خلق کنیرسیدن به آن موقعیتی که بتوانی نظم را به هم بزنی ، و خلاقانه به رقص درآیی ، نیازمند مدت زیادی تمرین منسجم و منظم و گاهی دردآور می باشد.در این مسیر منظم  و گاهی ملال آور ، چشم انداز می تواند تو را در ا
آسمان در خواب نشانگر تعدیل ناامنی در زندگی توسط دلجویی دیگران می باشد و دیدن آسمان آبی خبر از شادی می دهد و دیدن آسمان قرمز به معنی همه نوع ناسازگاریست و دیدن آسمان ابری تعبیر آن نااستواری در زندگی است و آسمان را گرفته دیدن به معنی کسالت است و اما آسمان را با ستارگان فراوان دیدن نشانه ی برآورده شدن یک آرزوست.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
حالم خوبه ولی یکم نیاز به استراحت بیشتــر دارم !بـــاید زودتـــر این حالت رو ترک کنم!میدونم سخته ولی با تمرین و کنتاکت کردن باهاش شایــد سرکوب بشه گاهـی با لبخندامـــو لبخند یکی دیگه رو هم به رو میاریم به همین سادگی:))سخته بی تفاوت بودن نسبت به یسری چیزا ولی گاهی چاره ای نداری ! مثلا اینکه حال الان من بس مزخرف هست ولی اعلام میکنم خوبم مــــــگه نه ؟اگه از حرفــام چیزی نمیدونید ناراحت نشید! 
از این پس تمام گل های حسن یوسف مرا سمت تو خواهد کشید , حتی اگر تا همیشه آخر افکارم علامت سوال باشد! 

+ هرچی میگذره ماه دلبرتر میشه. ساعت 9: ها جذاب تر. الان دارم فکر میکنم مثلا درباره چیزایی که تو واژه نمیگنجه حرف نزنم کلا :|
+  Hayalin karşımda her an her zaman
دانلود آهنگ جدید ایهام به نام چشمانت آرزوست با لینک مستقیم + پخش آنلاین
Download New Music By Ehaam Calle Cheshmanat Arezoost
 

برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید 


دانلود ،
موزیک ،
دانلود موزیک ،
دانلود آهنگ
 ،
دانلود آهنگ جدید  ،
موزیک جدید ،
آهنگ جدید ،
دانلود موزیک جدید ،
دانلود مداحی ،
دانلود نوحه ، نوحه ،
دانلود نوحه جدید


ادامه مطلب
اون یکی داره حرص میخوره که لباسی که فردا باید آماده تحویل معلمش بده خراب شده و انواع راه حلها رو زیر و رو میکنه برای اصلاحش.
این جغله نشسته باهر حرکت میگه آفرین!
چه جالب!
منم دوس دارم بزرگ شدم خیاط بشم!
و لباس باخنده و قربون صدقه درست میشه
و من فکری ام
خدایی گاهی به اندازه یه بچه شش ساله اصول همدلی و تشویق یه آدم شکست خورده رو نداریما!
 دانلود آهنگ جدید علی زند وکیلی به نام جاده شبAli Zand Vakili – Jadeh Shabمتن آهنگ جدید علی زند وکیلی به نام جاده شبرفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتنغصه های کهنه برگشتن و جایت را گرفتندر کجای جاده شب راه تو از من جدا شددر کجای قصه از من دست هایت را گرفتنگرچه شاید روز دیدار تو در تقویم من نیستبا نگاهت تا شب جان دادنم همراه من باشمن که برگی در پایان پاییزم غریبملااقل تا لحظه افتادنم همراه من بشابی تو ميدانم بی تو ميدانم که من میمانمو این جاده های بی ر
بسم الله الرحمن الرحیمبرای تنظیم شدن قلب های مان بیایید باهم قراری بگذاریم. یک قرار دوستانه که دل های مان را آرام کند به یاد قرار بی قراران. امام جان.بیایید چهل روز، به یاد هم و برای هم دعا کنیم. خواسته های خودمان را کناری بگذاریم و فقط برای اجابت دل های همدیگر دست نیاز به سوی مولایمان دراز کنیم.چهل روز، روزی صد صلوات هدیه به امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف، به نیابت از دوستانمان و دل های بی قرارشان.شروع از شنبه 13مردادقرار بی قراران، قرارم
همیشه کسایی که ارتودنسی می کردن رو مسخره می کردم می گفتم 
نگاه کن چقدر زشته دندوناشون شبیه گراز شدن =/ تا اینکه خودم عضوی
از اون گرازا شدم‌. الانم یه ساعتی هست از دندون پزشکی بر می گردم. 
تو این یه سال ارتودنسی خیلی به دندون علاقمند شدم 
دانشگاه مورد علاقمم که شیراز =)
دیگه این یه سال قول دادم تموم بهونه ها رو بذارم کنار که پشیمونی 
نمونه برام.
یک بار برای آخرین بار به خاطر یک راه برای یک هدف 
دندون پزشکی شیرازم آرزوست 
داشتن حس و حال خوب هم آرزوست! 
مدتیه که حالم اصلا خوب نیست اما حدودای یه هفته ای هست که خیلی حالم بده، اونقدر حالم بده که احساس میکنم قلبم داره از جاش کنده میشه خودمم اصلا نا ندارم و بی حوصلم :|
یه حس مثل دست و پا زدن برای رسیدن به سطح آب از یه عمق ده متری واسه یه آدم ناشی که هر چقدر هم تلاش میکنه بازم نوک انگشت های پاش زمین رو حس میکنه .
در سایه ی باد
*ای آنکه از دیار من آخر گریختیچون شد که از تو باز نیامد نشانه ای
از بعد رفتنت نشناسم جز این دو حالرنج زمانه ای و گذشت زمانه ای
در کوره راه زندگیم جای پای تستپایی که بی گمان نتوانم بدو رسید
پایی که نقش هر قدمش نقش آرزوستکی می توانم اینکه به هر آرزو رسید
افسوس ! ای که عشق من از خاطرت گریختچون شد که یک نظر نفکندی به سوی من
می خواستم که دوست بدارم ترا هنوززیرا به غیر عشق نبود آرزوی من
بیچاره من ، بلازده من ، بی پناه منکز ماجرای عشق تو
بخشش ماه مبارک هرشبی را آرزوست/بنده مومن سحرها معرفت راجستجوست/در تکاپوی عبادت روضه رضوان طلب/وقت اخلاص وپرستش لحظه ای درکوی دوست/عشق پاک آل احمد دروصال ایزدی/رحمتی داردفراوان تامقیم کوی اوست/زمزم اشک بصیرت فتح راهی تابهشت/قلب انسان باولایت دائما درشستشوست/انس باقرآن نماید پاکی اعمال را/شیعه با آیات ایزدلحظه هادر گفتگوست/اوج این ماه مبارک همدم مهدی شدن/دل سپردن برولایت بهرشیعه آبروست/
برای من همیشه کوتاه کردن مو مثل یک شروع دوباره است. وقتی که موهات رو کوتاه میکنی یعنی اینکه داری به خودت فرصت یک رشد دوباره رو میدی. برای همین از دوران کودکی عاشق کوتاه کردن موهام بودم. وقتی که موهاک رو کوتاه میکردم توی آینه خودم رو نگاه میکردم و به خود جدیدم سلام میکردم و براش آرزوی موفقیت میکردم.برای چندمین باره که میبینم چیزها به خوبی پیش نمیرن، دوست دارم برطبق رسم همیشگی موهام رو کوتاه کنم و یک فرصت دوباره به خودم بدم.
 همچون آونگ در حد فاصل بودن و نبودن در نوسانم .
آیا توفیری میان این دو است ؟!
آیا این میانه چیزی هست که ارزش این نوسان را داشته باشد ؟
این همه تلاش از چه روی است وقتی ميدانم که نقطه ی پایانم همان آغازین لحظه خواهد بود ؟!
و رنج را آیا پایانی هست ؟ بی شک نخواهد بود چرا که رنج و بودن را  گره ای کور همنشین است  .
 می دانم مثل کودکان نوپا 
 بادندان هایم تنت را خراش دادم 
 ميدانم که مدتیست موهایت را نبافته ام 
 و خط چشم های قشنگت را نکشیده ام 
  ميدانم که آن لباس دامن دار گل گلی را برایت نخریده ام 
 و  آن عروسک موطلایی که موهایش مثل موهای من فرفری است 
 بله بله ميدانم 
  گفته بودی میخواهی موهایش موهای من را به یادت بیاورد  
من همه چیز را می دانم اما 
    اما ایا تو میدانی لب های صفحه های دفترم سفید مانده اند؟ 
 و جویبارهای وجودم خشکیده اند  ؟
 و سرما اس
گفتم چهار دورِ شهر را گشتیم آدمی یافت نشد
گفتش از چشمت مطمئنی که همه جا را دیده است.
گفتم دیگر چشم من هر چه را باید می دید، دید
گفتش دست بردار از شهرگردی، درون خود را بنگر.
گفتم خب اگر آدمی می شناسی بشناسان ما را
گفتش تا خودت آدم نباشی دیده ات هم آدمی را نبیند

برو و آدم باش.
پ.ن:
والله که شهر بی تو مرا حبس میشود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
جوابم برای نتایجی که دیشب به دستم رسید اینه :خوب بود ولی عالی نبود اولش عصبی شدم
عصبی بخاطر اینکه شاید نتونم بالینی کودک بخونم بعدش ناراحت شدم
واقعیت اینه بالینی مطمئنم روزانه یا نوبت دوم  قبول میشم
ولی بالینی کودک مرا آرزوست ،البته شاید خدا بزنه پس کله ی یکی از دوستان بجای بهشتی  بزنه تبریز، حالا میگین چرا خودم نمیرم تبریز؟باید بگم که پدر عزیز بنده بجز تهران جای دیگه نمیزاره برم یا تهران یا آزاد همین جا.بخدا من به پردیس خود
صاد.
گاهی اوقات دلهره‌هایم تغییر می‌کند به یک احساس ثبات که از پس ترس‌هایی که پس زده‌ام سر می‌زند و مرا به خشکی و مقدسی یک عبادتگاه چند صد ساله می‌کند، جوری که گاهی فکر می‌کنم همه چیز اقرار به حق کرده برافراشته ایستاده‌اند تا بجنگند برای یک وحدت درخشنده در افق نگاهم! اما دوامی به اندازه‌ی برهم خوردن همان نگاه بیش ندارد که این عبادتگاه پر از احمق های مطیع و خسته و ناخودآگاه بشود و چندی نمی‌پاید، فریاد از نهادم برمی‌آید که ابراهیمم آرزو
 زیر چتر سبز بارانبرگ لرزان درختانآید به یادم دوبارهکوچه باغ پرسه ها مانمی تراوید از نگاهتشور وشرم کودکانهمی سرودم زیر باراناز نگاه تو ترانهاگر از آنهمه شوق و آرزومانده در قلب تو هم بگو بگوزمزمه کن همه را به گوش منتا بگیرم بوی بارانگل همیشه بهار من بیابا گل خنده کنار من بیاتا همه هستی ام از حضور توگل کند همچون بهاراندم به دم افسانه میخوانددر کنار گوشمان بادنغمه های عاشقی راباد و باران یادمان دادمی توانستم چو لبخندبر لبانت جان بگیرمیا ب
میخواهم از خیلی قبل تر ها شروع کنم از یک وبلاگِ دیگر و شروعی که ناتمام مانده اینجا را برای خودم مینویسم و میخوانم . برای تمامِ گذارهای ناشنیده ی تاریخ و عبور از تمامِ چیزهایی که برای من است . ميدانم که دیگر رهایش نمیکنم ميدانم که در وجودم قد و بالا گرفته است و ميدانم که مرا در آغوش میگیزد که کلمه نه به ادایش که به لحن و نفوذش مقدس است .
 
من اگر می‌دانستم، عریان‌تر می‌شدم و این خوب نیست.
مرا گمراه کن زیرا نیک می‌دانم که همه‌چیز با همه‌چیز یکی است:
دو سنگ به هم می‌فرسایند، چیزی بین‌شان نیست، چیزی در میانه نیست. میانه یک هوس است، میانه خالی است.
حرصِِ من برای یافتنِ خالی‌ها تمامی ندارد. سگی دندان به دندان می‌فرساید، در جستجوی چیزی. میانه‌ها بر هم فشرده می‌شوند.
من اگر می‌دانستم، تمام نمی‌شدم، و از ناتمامی می‌ترسم. زیرا نیک می‌دانم که در ابدیت چیزی نیست.
افق خالی است، ا
بنام خدا
اندر حکایت  آپدیت اندروید !! 
الان که این پست را می نویسم  مدت 6 ساعت است که گوشی  اندرویدی ام در حال آپدیت است !!!!!!
فقط درحال دانلود نرم افزار است و نه آپدیت به نسخه ی جدید اندروید !!
+
تا  الان 4 تا  آپدیت 800  مگابایتی دانلود شده ولی گویا نصب نشده و گوشی مدام ریستارت می شود و هربار اعلام می کند  که به دلیل قطعه شبکه ,  آپدیت ناتمام مانده است !! 
واقعا  اندروید  نفرت انگیزه . 
+
ویندوز  ام  آرزوست ! 
+
حالا هی از ریستارتهای مکرر  ویندوز 10  بن
 چه می شود که برای کس آشنایی نیستمیان این همه سر گشته همصدایی نیستمسیر زندگی از عابران سرگردانپر از نشانه ی عشق است و ردّ پایی نیستسری به کوی خراباتیان بزن کانجاحدیث کهنه ی دنیا و دین ز نایی نیستاگر چه بوی ریا بوریا نمی گیردولی به محفل صوفی دگر صفایی نیستبه غارت دل ما همچنان ادامه بده ز ساربان چنين کاروان ابایی نیستطواف کعبه قشنگ است و دیدنی،امّاچرا میانه ی این هایو هو خدایی نیستبه غیر عشق و محبت مجو دگر گنجیکه پر بها تر ازین جمله کیمیایی
خلقت و ساختار پیچیده ما انسان ها بسیار جالب توجه است. ما انسان ها تنها در لحظاتی احساس خوشبختی واقعی میکنیم که از یک واقعه دردناک به شرایط مطلوب میرسیم به طور مثال ما هر روز به مقدار قابل توجهی آب مینوشیم اما مزه واقعی آب را فقط هنگامی میتوانیم به درستی تشخیص بدهیم که دچار تشنگی شدید شده ایم. نميدانم شاید این خصلت ها ریشه در شهر نشینی و زندگی های ماشینی ما داشته باشد.
تنها میتوانم به طور خلاصه اینگونه بیان کنم که :این ریتم زندگیست که ما را به ر
اهل تهرانم  روزگارم سرد استتکه نان جوی دوسر دارم 
یک اتم هوش
و جنازه ی یک ذوقمادری دارم توو مایه ی کاکتوس دوستانی گربه صفت و خدایی که از من فرار کرد
(با اجازه ی سهراب سپهری)
اوضاع خیلی هم بد نیست .
فقط "دیگه کسی دلمو نمی بره "
فریدون فروغی
نیازمند همکاری کسی هستم که من را از این عصر یخبندان نجات بده .
کسی که دلمو ببره
فرقی نداره با چی
فرغون 
گاری
وانت
توی جیب .
⚫فقط انسان باشه آدم و حواش مهم نیست .

روح وحشی
+ دیوونه
++
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد
گاهی چه بی گناه ، دلت پیر می شوداینجا همان دمی است که زود دیر می شودگاهی به رغم تشنگی عشق ، عاقبتبا حسرتی فقط ، عطشت سیر می شودگاهی همان دو چشم که رامت نموده بودبی رحم چون کمان کمانگیر می شودگاهی همان گلی که به دل پروراندیشخارش به سینه ات چه نفس گیر می شودگاهی که آرزوست بغل سازیش به مهرتنها سراب اوست که تصویر می شودگاهی نیایشت که فقط بهر وصل بودچون نیست قسمتت ، به دلت تیر می شودگاهی صدای بارش باران که دلرباستبا چتر تک سواره چه دلگیر می شودگاهی
قلمم می رقصد. می رقصد و می رقصد. رقصي پرتب و تاب. رقصي چنان که لذت می افکند و به نفس نفس می اندازد. 
قلم من شب ها می رقصد. شب ها می شکفد. روز ها ذوقی چنان ندارد. شب ها صفحه صفحه می رقصد.برگ ها برگ ها می رقصد. آنقدر از جان مایه میگذارد که در نهایت، نیمه های شب با ذهنی که چون بدنش پیچ و تاب خورده، خود را پرت میکند در حریر کاغذ.
قلم من خاموش است. گاهی، شب های بسیار خیال حرف زدن ندارد.
حرف زدنش رقصيدنش است. وقتی حرف میزند که دارد می رقصد.
و وقتی که می رقصد، د
جایی که او زندگی، کار یا تحصیل می‌کند ااماً نمی‌تواند حامل سرور یا غمی برایش باشد. شهرستان با مرکز استان، مرکز استان با پایتخت، شمال شهر با جنوب شهر، طبقه اول با طبقه آخر، این‌سوی آب با آن‌سوی آب، دانشگاه بهشتی با دانشگاه دوقوزآباد سفلی می‌تواند فرق چندانی نداشته باشد. شور و شعف و رضایتی که او به دنبال آن است نه تابع مکان که وابسته به وسعت قلب اوست. قلبی که به باورش زیستگاه روح و همیشه به همراه اوست. می‌تواند آنقدر کوچک باشد که همیشه و د
به نام خدا
عرض سلام و ادب احترام و لحظتون بخیر.
کمتر از 12 ساعت دیگه مسابقه والیبال داریم. یکم نگرانم سر اینکه با قوی ترین تیم این مسابقات در مسابقه اول بازی داریم. ولی اینو میدونم اگه با قوی تر از خودت بازی کنی یا کار کنی، قطعا قوی میشی! امیدوارم مسابقه خیلی خوبی بشه و چالش عجیبی برای تیم مقابل ایجاد کنیم. امیدوارم همه بازیکنامون توی مناطق یک و پنج و شش خوب دریافت کنن و هم خوب سرویس بزننن.
+ امتحانات تموم شدن :))) آزادی خیلی خوبه :) از همه دوستانی ک
سلام خداجانم.
سلام پروردگارم. سلام بر کسی که جان در تن من گذاشت.خداوندا، آفریدگارم، من شرمنده ام که پر از گناهم.نميدانم چگونه باید جبران کنم.نميدانم که آیا شما من رو عفو کرده اید یا نه.ميدانم که خیلی خیلی مهربانید. ميدانم که شما هر گناهی رو عفو میکنید.اما نميدانم که من لایق بخشیده شدن هستم یا نه.فقط این را ميدانم، این را ميدانم.که میتوانم تا آخر عمرم برای بخشیده شدن، برای.خوب بودن و برای نزدیک شدن به شما و برای جبران اشتباهاتم تلاش ک
آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار
خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
.
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر  .  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست (مولانا) دیروز شیخ ما چراغ به دست خسته از دیو و دددر پی انسان می گشت خسته از جستجوی بی سرانجام انسانامروز شیخ ما چراغ به دست به دنبال خدا می گردد   
وبلاگ نویسی هم دوران بی حرفی دارد؛
قبلا فکر میکردم در وبلاگ دیگر میشود راحت نوشت حرفها را.
گاهی نه ميدانم چه چیزی را بگویم نه ميدانم چه چیزی را نگویم
حتی نميدانم باید به چه چیزی فکر کرد یا نکرد؟!!

ای کاش میذاشتن برم "کربلا".
دلم که میگیردنه کسی هست که مرهم دردم باشدنه اس ام اسی که نوشته باشد خوبی>؟!نه چشمانی که پابه پایم اشک بریزندنه ذهنی که مشغول دردم باشدو نه مهربانی های اضافهراستش اه هم در بساطم نیستوقتی دلم بگیرد فقط خودم و دل شکسته ام.نباید ضعیف باشم ميدانمبهتر از هر کسی ميدانمکه باید محکم باشمسرسختاین را سالهاست تنهایی اموختمهمه هم فکر میکنند وقتی حرف از دلتنگی به میان می ایدسکوتم به معنای بی تجربگی ام استاما نمیدانند در پس این سکوت که تازه به زندگی
اینجا قطب است !
شاید از قطب هم سرد تر .
مردمانی که دلشان سخت سرد و بی بخار شده است .
چشمانی که محبت را به شهوت فروخته اند .
و دستانی که اگر هم دستگیری کنند بی دلیل نمیکنند .
شاید این روزا همه با خود این جملات را  زمزمه میکنیم .
اما !!
یک چیز می ماند :
من ميدانم که به اندازی این سرما ، آنطرفتر آتش محبتی شعله ور است
ميدانم که به ازای هر جنگی ، صلحی بر پاست
ميدانم خدایی ان بالا نشسته که نگهبانانی بر زمین گماشته تا تو را دستگیری کنند ، وسیله ه
 امام علی علیه السلامکسیکه راه میانه را رها نماید ، (و دچار افراط و تفریط گردد) ستم نموده استمَنْ تَرَكَ الْقَصْدَ جَارنهج البلاغهکسیکه قصد رفتن به جایی را دارد ، و برای رفتن به آنجا یک راه وجود داشته باشد که او را به مقصد برساند ؛ و چنين شخصی بجای پیمودن آن مسیر به راه دیگری برود ، از مقصد خویش باز می ماند ، این مثال در تمام موضوعاتی که برای راه یافتن به آن مسیرِ صحیحی وجود داشته باشد و او مسیری بر خلاف آن بپیماید ، مصداق خواهد داشت . مثلاً ا
رقصي چنين میانه ميدانم آرزوست » مولانا 
دیکتاتوری که خوشنام مرد!!
پس از رشد دموکراسی در دنیا، فرمانروایان دیکتاتور همچنان به دیکتاتوری خود وابسته بوده اند اما همیشه این یک قاعده نبوده و یکی از اینان یاروزلسکی » دیکتاتور لهستانی است.او پدیده ای نادر در تاریخ جهان است که با روشن بینی شرایط تازه کشور و جهان را بدرستی شناخت و راه خود را عوش کرد.وی در یک خانواده اشرافی لهستانی به دنیا آمد. از جوانی هوادار کمونیسم شد! او پس از جنگ جهانی بودم و
خدایا این مرد چرا اینطوریه؟ عصر که از خواب پا شد، تازه اومد تو هال پنکه روشن کرد و باز دراز کشید. کلا یه آدم مادام العمر درازه! با نازبانو پاشدیم و رفتیم بازار. تا برگشتیم ۲ ساعتی شد. بعد نشستم جلو تی وی و فیلم دیدن. اخراش اومد که من میخوام لبتاب وصل کنم فیلم ببینم! منو از وسط فیلمم بلند کرده که پاشو فیلم تکراریه! که من ندیده بودم. باز دیدم فیلمش همش گریه داره، گفتم ولش کن نازبانو گناه داره. آقا فیلمش رو گذاشتع. ماجرای یه زندانی قاتله! کلا وحشی
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیستبیشم مجال صبر و سر انتظار نیستدیوانه این چنين که منم در بلای عشقدل عاقبت نخواهد و عقلم به کار نیستگر خواندنت مراد و گر راندن آرزوستآن کن که رای تست مرا اختیار نیستما را همین بسست که داریم درد عشقمقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیستای دل همیشه عاشق و همواره مست باشکان کس که مست عشق نشد هوشیار نیستبا عشق همنشین شو و از عقل برشکنکو را به پیش اهل نظر اعتبار نیستهر قوم را طریقتی و راهی و قبله‌ایستپیش عبید قبله به جز ک
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***خست و نظر تنگی فرشید ورد، میزبان بهرام گور ***
وارد شدن بهرام گور، به سرای فرشید ورد کدیور، مهتر ده، و دیدن خست و نظر تنگی فرشید ورد:
 بپرسید تا مهتر ده کجاست / سر اندر کشید و همی رفت راست -
 شکسته دری دید پهن و دراز / بیامد خداوند و بردش نماز -
  بپرسید کاین خانه ویران کراست / میان ده این جای ویران چراست - 
خداوند گفت این سرای منست /  همین بخت بد، رهنمای منست  -
نه گاو ستم ایدر نه پوشش نه خر / نه دانش
تا حرم هست و هوای آن، کبوتر نیز هستگم نخواهد کرد بنده، خانه ارباب راهر که پر زد سوی تو با شوق، پرپر باز گشتعشق رونق داده رفت و آمدی جذاب را *
 
 
بازگشت غرورآفرین سردار شهید مدافع حرم حاج حمید محمدرضایی به وطن گرامی باد
 
 
کوه باشی، سیل یا باران. چه فرقی می‌کندسرو باشی، باد یا طوفان. چه فرقی می‌کند؟
مرزها سهم زمین اند و تو اهل اسمان
آسمان شام یا ایران چه فرقی
مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماست
سامرا غزه حلب تهران چه فرقی می کند
قفل باید ب
بعضی دردها هستند که نمیشه 
با کسی درموردشون حرف زد.
بعضی زخم ها هستند که 
جایشان همیشگی می ماند
حتی بعد ازسال ها گذشت و بهبودیِ ظاهرشان!
علی رغم اینکه زمان بی رحم است
و ناچار به فراموشی اند خاطرات
ولی دردها بی رحمانه می مانند درخاطر.
خیال را کاش می شد برای همیشه
 آرزوی آایمر کرد
به گمانم تلخ ترین لحظات زندگی
 مرورِ گذشته های تلخِ زندگیست
فراموش کردنِ عشق و خوبی ها
بی رحمی ست و فراموشیِ دردها نعمت!
انگار جایِ زخمِ بعضی ها گاه و بیگاه ت
شیلا:
 تئاتر #جابر برای من #بازتعریفی از مفهوم  #امید» است. امیدی که در لابه لای دود و دم سیاه این جامعه رسانه زده و هجوم اخبار خاکستری، نفسِ تازه ای برای ریه های همتم دارد.
ارزش مفهوم امید را قبل تر، مانند اکنون که در میانه ی ميدانم، نمیفهمیدم.
اما حال، گاه آنقدر ضربات و سیاهی های اتمسفر اطراف زیاد میشود، که اگر پمپاژ اکسیژن نباشد، نفسِ این دل تمام می‌شود. خفه می‌شود و دیگر یارای راه آمدن در مسیر جهاد را نخواهد داشت.
ادامه مطلب
به او بگویید که ميدانم دنیا و رویایش خاکستری شده.ميدانم روزهایش غمگین اندبه او بگویید ميدانم همه چیز را تمام کرده و می خواهد ازاین دنیا برود ولی او نمیداند.او نمیداند مرا باحرف هایش می کشدنمی داند راهی سخت راانتخاب کرده ام برای داشتنش.شایدراهی سخت راانتخاب کرده ام.شاید میتوانم با کسی دیگر زندگی راحتتری داشته باشم.ولی بگذارید من فریاد بزنم که من سختی زندگیو بااون می خوام از اون بهتر هزارتاخوشتیپ تر وجذاب تر و پولدارتر خیلی هست.ولی چشم ه
الکی میگفتن عشقم عشق های ساده قدیمی، مثه اینکه از قدیم یا باید بچه پولدار بودی یا هم هیچی. دیگه راهی نداشتی باید یا سفر میکردی تا فراموش کنی(سفر کردم که از یادم بری دیدم) یا هم صبر که چه خوش گفت؛ آن که یافت می نشود آنم آرزوست
دو بیت زیبا از سعدی تقدیم شما باد
گفت سعدی، صبر کن یا سیم و زر ده یا گریز
عشق را یا مال باید یا صبوری یا سفر

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری؟
گویم که سری دارم درباخته در پایی

سعدی
پارسال لیله الرغائب یادمه این شعر افتاده بود رو زبونم.
همه هست آرزویم، که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی.
(فصیح امان شیرازی)
و خوب، خیلی خوشحال و شاکرم که این آرزو محقق شد و من بالاخره چهره ای رو دیدم که مدتها آرزوی دیدنشو داشتم.
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
(حافظ)
دیدار دوست محقق شد، این بار، نوبتی هم باشه، نوبت یه آرزوست: وصل دوست.
امیدوارم سال دیگه اولین پنجشنبۀ ماه رجب، با خو
روز معلم
معلمی شغل نیستمعلمی عشق است!معلم کسی نیست که به ساعت نگاه کند.معلم کسی نیست که به درآمد فکر کند.معلم کسی نیست که حساب سود و زیان کند.معلم کسی نیست که خودش رو با بقیهمقایسه کند.معلمی که خودش رو کمتر از دیگران ببیند حقارت یاد میدهد.معلم محتاط، ترس یاد میدهد.معلم  قانع ، فقر یاد میدهد.معلمی که عاشق نیست ، سنگدل  تربیت می کند.معلم شجاع ، شاگرد جسور تربیت می کند.معلم مهربان ، مهرورزی  می آموزد.معلم واقعی تبلور ثروت است.معلم واقعی تبلور نش
دانلود آهنگ تیتراژ سریال بر سر دوراهی علی زند وکیلی
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی جاده شب
از علی زند وکیلی با دو کیفیت متفاوت 128 و 320 ، لینک مستقیم و پر سرعت به
همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین از سایت موزیک یاب
سبک آهنگ: عاشقانه
دانلود آهنگ تیتراژ سریال بر سر دوراهی علی زند وکیلی در ادامه …

متن آهنگ تیتراژ سریال بر سر دوراهی علی زند وکیلی
رفتی از دُنیای خاموشم! صدایت را گرفتم…
غُصه های کُهنه برگشتن! و جایت را گرفتند
در کُجای جاده شَب، را
دانلود آهنگ تیتراژ سریال بر سر دوراهی علی زند وکیلی
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی جاده شب
از علی زند وکیلی با دو کیفیت متفاوت 128 و 320 ، لینک مستقیم و پر سرعت به
همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین از سایت موزیک یاب
سبک آهنگ: عاشقانه
دانلود آهنگ تیتراژ سریال بر سر دوراهی علی زند وکیلی در ادامه …

متن آهنگ تیتراژ سریال بر سر دوراهی علی زند وکیلی
رفتی از دُنیای خاموشم! صدایت را گرفتم…
غُصه های کُهنه برگشتن! و جایت را گرفتند
در کُجای جاده شَب، را
حالا میانه‌های میانه ای از تابستان است و رودها گویی که خشکیده اند و حالا آدم ها نیز گویی خشکیده اند و بهانه ها بسیار و نمودهای ظاهریشان بسیار تر و جهان کوچکشان را فریاد می زنند که بیشتر می خواسته اند و حالا محدود شده اند به اجبارها و تحمیل ها و به ناخواسته ها می تازند و به دیگران می تازند و به نزدیک می تازند و به دور هم شاید در دل و نه در زبان اما. آدم ها حالا بهانه گیر شده اند، بهانه شان اما بهانه ای بیش نیست که اگر بهانه ها شان سر جایش بود حالا
تداوم ریزش قیمت پراید در میانه تعطیلات
 


تداوم ریزش قیمت پراید در میانه تعطیلات
 ،
قیمت پراید امروز در میانه تعطیلات نیز با افتی نیم میلیون تومانی 53 میلیون و 400 هزار تومان قیمت خورد. این خودرو در آستانه تعطیلات نزدیک به 54 میلیون تومان فروخته شد.
اخبار اقتصادی- در آگهی‌های اعلام شده قیمت پراید 131، 47 میلیون و 400 هزار تومان اعلام شده است که کاهشی نزدیک به یک میلیون تومان را نسبت به کف قیمت بازار در روزهای گذشته نشان می‌دهد.
دیگر مد
از فشار زندگی نمیترسم چون ميدانم که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند
ميدانم خدای دیروز و امروز خدای فردا هم هست
ما اولین بار است که بندگی میکنیم ولی او قرنهاست که خدایی میکند
پس به او اعتماد دارم
برای داشتن اینچنين خدایی همیشه شادم.
خب بهتر نیست این تعطیلات اجباری رو برای ملت همیشه در استراحت ما دستکاری و پیرایشی! کنن؛ این تعطیلات اجباری که تا ت میخوری یه گاز! گنده از فروردین ت میزنه و بهار قشنگت رو نصف میکنه به چه کار میاد جز رخوت و هدر رفت زمان؛بعدم سفت و محکم میگیم سالی که نت از بهارش پیداست ، دریغ از کمی توجه و تفکر! ، یا تو جاده داریم کشته میدیم ، یا تو رختخواب افقی شدیم ، قشنگشم شعارهایی هست که در حد همون شعار میمونه و همون کل تعطیلات از در و دیوار تکرار میشه و آ
تلاششون با تلاشمون فرق میکنه حالا نمیدونم مشکل از تلاش ماستتلاش دوغ یا تلاش کشک یا اینکه فرقامون با هم فرق دارهنميدانم و چنين حَی رانمآیا فرقشون از وسطه؟فرق از بغل؟فرق از عقب؟نميدانم چنيند چرایا شاید ميدانم و نمیدانند  
 زمستان میگذردسرداما سرمایی نیستبهاری که خواهد رسیدسبزاما رنگی نیستکمرنگ تر از هر بهاریو هر بار بهاری بی رنگ ترتابستانی پر از خورشیدگرمای حوصله سر بربی گرمایی امابی بویی همبی سایه ای حتاو پاییزی خشک و طولانی و غمناکمنتظرِ ریزشِ زردِ کمرنگِ خرد شدهبی هیچ نشانه ایاز تغییریسالهافصل هاماه هاوروزهاتاریخِ شلوغی نوشته خواهد شداتفاقی اما نمی افتدزمانِ من به س بازگشتهخلسه ی میان نفس هایِ کند زمینچون ایستادن زمان در اوج نقطه ی پرتابیاسکو
#استاد_و_درس
#علی_صفایی_حائری
#عین_صاد
(از سری روش ها- روش آموزش)
.داده ها ملاک نیست و ‌سودها هم ملاک نیست. داده ها از خداست و‌ سودها از سرمایه ها. نه مقدار سرمایه مهم است نه مقدار سود، بلکه نسبت سود به سرمایه مهم است. ده تا آجری را که یک پیرزن با کم کردن غذای خود به مسجدی کمک کرده است نمی توان با ده میلیون تومان کمک تاجری مقایسه کرد، چون تاجر از غذایش کم نشده و نسبت به سرمایه اش کاری نکرده است. بلکه (مهم) نسبت این دو باهم (است) و مهم تر جهت این نسبت
لپ‌تاپ رو به زور از دستم گرفت که باهاش بازی کنه. تازه روشنش کرده بودم و روی دسکتاپ بود. چند ثانیه متفکرانه نگاه کرد.+ لادن اینجا کجاست؟- اینجا دانشگاهیه که آرزومه دانشجوش بشم.+ حالا نمیشه همینجا دانشگاه بری؟- دانشگاه اینجا خوب نیست.+ نمیشه نری؟- چرا نرم؟ :)+ خب من دلم برات تنگ میشه. :(.قبلا قبلنا هم به کرات گفته من عاشق لادنم و حسادت عنودان بدگهر رو هم تحریک کرده! حالا جالبه بدونید که من تنها کسی هستم که باهاش بازی نمیکنم و تازه هر وقت میاد خونه‌
شنبه و یک شنبه دهات بودیم؛ این بار خانه خاله ی سین که نه ماه سال به خاطر مدرسه بچه هایش شهرنشین است و سه ماه تابستان میرود دهات.شب بقیه توی خانه خوابیدند و من و سین و حبه توی ایوان، دو و سه ی شب وسط خواب شیرین دیدم بوی سِن می آید. سن؟ ه های سبز و قهوه ای رنگی که بوی بدی شبیه بوی خیار می دهند، بویش می آمد و هرچقدر نور گوشی را می انداختم که پیدایش کنم به چشمم نمی خورد تا اینکه روی روسری ام دیدمش، انداختمش دور ولی تمام شب بوی بدش پرشده بود توی سرم و
سلاموای که چقدررررررر خسته ام.بالاخره فروشگاه جدید از شنبه شروع بکار کرد.یه هفته خیلی سخت رو گذروندیم.شنبه به عنوان اولین روز روز خیلییییییی شلوغی بود برامون.واقعا نفله شدم.دو تا همکار جدید بهمون اضافه شده امیدوارم روابطمون حسنه باقی بمونه و وظایفشون رو درست انجام بدن.جمعه گذشته که اینجا نوشتم کاش تعطیل باشیم ،نیمه تعطیل بودیم یعنی با بدبختی اجازه گرفتیم که جمعه شب بریم سرکار.این شد که جمعه صبح زدیم به دل کوه واسه رکابزنی.یه مسیر وا
هوا هنوز سرده و منم یاد گرفتم که قبول کنم که دیگه انتظار گرما نداشته باشم. البته نه مثل دفعه اولی که تو خوابگاه ۱۶ آذر رفتم حموم! برای اولین بار تو خوابگاه رفته بودم حموم و آب یخ بود. بدون اینکه هیچ فرضیه‌ دیگه‌ای به ذهنم برسه با خودم گفتم: ببین تو الان اومدی زندگی خوابگاهی و دانشجویی رو تجربه کنی قراره بعد از این‌ها با سختی‌های زندگی روبه‌رو بشی همینه که هست تو خوابگاه خبری از آب گرم نیست باید عادت کنی غر هم نزن مشکلات بزرگتری هستن که از ا
دوست عزیز من،از سوال و آغاز گفتگوی دیشبتان بسیار متعجب شدم، چرا که بارها در این باره صحبت کرده ایم. و تعجب من بیشتر میشود که عدم جواب دادن من را بنا بر موضوع دیگری میگذارید.دلیل جواب ندادن من و طفره رفتن از موضوع بسیار واضح بود. علاقه ای به جواب دادن به شما نداشتم، چرا که صحبت با شما درباره آن را بیهوده میپندارم.البته ميدانم که بسیار ناراحت خواهید شد از اینکه چرا این حرفها را مستقیم به خودتان نزده ام، ولی متاسفانه داشتن صداقت در اینگونه روابط
به خانمش گفته بود "اگه رفتی سونوگرافی و معلوم شد دختره یه راست برو خونه‌ی بابات!" اول گمان می‌کردم شوخی بی‌مزه‌ای بیش نیست ولی بعد معلوم شد کاملا هم جدی‌ست.هربار پرسیدند" فلانی دوست داری بچه چی باشه؟" می‌گفت "پسر باشه،دو سر باشه" و می‌خندید.
آخر هم همین شد، بچه که به دنیا آمد ۴ کلیه داشت که هیچ‌کدام هم درست کار نمی‌کرد، از همان اول قلبش سوراخ بود، تا همین امروز که ۷،۸ ساله است دوبار عمل کرده و اینبار دفعه‌ی سوم است، چشمش هم درست نمی‌بیند
دروغ و تهمت، هرگز!
سخن یک خطیب.: همان‌طور که در جنگ، برخی اوقات، خلاف شرع‌ها جایز می‌شود، در جنگ سایبری هم خلاف شرع‌ها جایز می‌شود. یعنی الان شرایطی است که شما با هرچه که به دستتان می‌رسد بزنید. ملاحظه هیچ طرف را هم نکنید. چون شما نزنید، دشمن شما را می‌زند.(خبرگزاری فارس)
سخن شهید مطهری:.بعضی آدم‌های کم‌سواد این باهِتوهُمْ» (در سخن پیامبر اسلام) را این‌طور معنی کردند: به آن‌ها تهمت بزنید و دروغ ببندید. بعد می‌گویند: اهل بدعت، دشمن خدا
عزیزم یک روز دوباره بی تو در آن کوچه ی تنگ و باریکی قدم خواهم گذاشت ، که سنگه قلبم را کف دستت نهادم ‌ . نميدانم آن روز ميدانم کجایی یا نه؟! نميدانم آن روز در خانه منتظر من نشسته ای یا فرد دیگری ، نميدانم حتی فرد دیگری منتظر من در خانه ای دیگر هست یا نه . اما یک چیز را خوب ميدانم .
وقتی تنها از آنجا بگذرم زیر لب این شعر را میخوانم و در حسرت نگرفتن دست هایت ذوب میشوم .
ادامه مطلب
یکی از دوره های سخت زندگیم را میگذرانم اگرچه به نظر مشاورم این حال و روز من برای یک کنکور مسخره! مسخره است. اما من واقعا در عذابم. در درس های اقتصاد روانشناسی جانعه شناسی روی صد حساب کرده ام. زبان 60 به بالا، دینی 75 تا 80 به بالا، فلسفه و تاریخ و جغرافیا 60 به بالا و ادبیات عا 50 به بالا و ریاضی هم 50.انچه من از تسلطم بر درسها میبینم همین است. خب یعنی وضعم بد نیست و شاید خوب باشد اما بعید ميدانم این شرایط من را به نتیجه ی دلخواهم برساند. مگر اینکه فکر کن
نگارِ مامان ! 
امروز از صبح داشتم توی دلم باهات حرف میزدم.آره تو دلم قربون صدقه ت میرم،به فکرتم با اینکه هنوز توی بغلم نیستی.با فکرت لبخند میزنم.حتی امروز نتونستم با دیدن اون عروسکِ دلبرِ پشت ویترین،مقاومت کنم.عروسک با چشمای خوشگل و لپ های قرمزش به من خیره شد و گفت من برای نگارم !
لبخند زدم.رفتم داخل فروشگاه و خریدمش.برای تو

نگارم گاهی مثلِ حالا ،،که با همه ی وجودم آرزوی داشتنت را دارم؛از بی رحمی دنیا میترسم و دلم برای معصومیت تو میگیرد
دروغ و تهمت، هرگز!
سخن یک خطیب.: همان‌طور که در جنگ، برخی اوقات، خلاف شرع‌ها جایز می‌شود، در جنگ سایبری هم خلاف شرع‌ها جایز می‌شود. یعنی الان شرایطی است که شما با هرچه که به دستتان می‌رسد بزنید. ملاحظه هیچ طرف را هم نکنید. چون شما نزنید، دشمن شما را می‌زند.(خبرگزاری فارس)
سخن شهید مطهری:.بعضی آدم‌های کم‌سواد این باهِتوهُمْ» (در سخن پیامبر اسلام) را این‌طور معنی کردند: به آن‌ها تهمت بزنید و دروغ ببندید. بعد می‌گویند: اهل بدعت، دشمن خدا
در پشت چار چرخه ی فرسوده ای کسیخطی نوشته بود:من گشته ام نبود. تو دیگر نگرد ، نیست!»این آیه ملال در من هزار مرتبه تکرار گشت و گشت.چشمم برای این همه سرگشتگی گریست.چون دوست در برابر خود می نشاندمش.تا عرصه ی بگو و مگو می کشاندمش.-در جستجوی آب حیاتی؟در بیکران این ظلمت آیا ؟در آرزوی رحم; عدالت;دنبال عشق؟دوست؟…ما نیز گشته ایمو آن شیخ با چراغ همی گشت»آیا تو نیز-چون او- انسانت آرزوست؟گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:ما را تمام لذت هستی به جستجوست.پوی
هر که درین درد گرفتار نیست
یک نفسش در دو جهان کار نیست
هر که دلش دیدهٔ بینا نیافت
دیدهٔ او محرم دیدار نیست
هر که ازین واقعه بویی نبرد
جز به صفت صورت دیوار نیست
خوار شود در ره او همچو خاک
هرکه در این بادیه خونخوار نیست
ای دل اگر دم زنی از سر عشق
جای تو جز آتش و جز دار نیست
پردهٔ این راز که در قمر جان است
جز قدح دردی خمار نیست
آنکه سزاوار در گلخن است
در حرم شاه سزاوار نیست
گلخنی مفلس ناشسته روی
مرد سراپردهٔ اسرار نیست
کعبهٔ جانان اگرت آرزوست
در گذر
اقتصاد یعنی چی؟توی عربی اقتصاد از قصد میاد. قصد یعنی میانه روی. البته توی فارسی به معنای تصمیم گیریه ولی توی عربی یعنی میانه روی. نه این ور و نه اون ور. تو قرآن این کلمه به همین معنی به کار رفته. اما ممکنه معنای خوبی هم نداشته باشه:وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ ۚ إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیر: در راه رفتنت میانه رو باش  و وَإِذَا غَشِیَهُم مَّوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّـهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّی
والا از روی لهجه م کاملا مشخصه که کانادایی نیستم.
یعنی داد میزنه.
ایرانیا همیشه میان میپرسن که اینجا به دنیا اومدی؟ چون ایرانیا خودشون مهمونن و نمیتون لهجه م رو تشخیص بدن.
ولی کاناداییا و امریکاییا زوددددددد میفهمن همین که میگی های متوجه میشن.
چون لهجه داریم و خب لهجه مون از بین نخواهد رفت.
مگه الن ایر این همه فارسی صحبت میکنه ما متوجه نمیشیم!؟ چرا میشیم ولی اینو هم میدونیم که لهجه داره و واضحه که ایرانی نیست.
دیشب تا صبح خواب میدیدم توی مخلوط
بعد از این چند صباح به کجا باید رفتطی شد این عمر تو دانی به چسان پوچ بس تند چنان باد د مان همه تقصیر من است این که خودم ميدانمکه نکردم فکری که تامل ننمودم روزی ساعتی یا آنی که چه سان میگذرد عمر گران کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط فارغ از نیک و بد مرگ حیاتهمه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادانکاظم سعیدزاده
دوباره آمدم به سویت با دلی لرزان ، چشمی گریان، بی پناه و سرگردانهیچی نميدانم ، فقط این را ميدانم که آنقدر دوستم داشتی که با این همه گناه باز مرا صدا زدی .مرا جوری صدا کردی که وقتی در حرم امن تو هستم احساس میکنم در اغوشت دارم اشک میریزم .سرم پایین و چشمانم پر از اشک است دست خالی آمدم مهمانی، چشم به مهربانی و فضل شما دوخته ام .هیچ نميدانم فقط ميدانم تمام زندگی ام را به دستت داده ام تمامش را به نام خودت زدم .تو کمکم کن تا فقط مال خود
چه فکر می‌کنی؟که بادبان‌شکسته زورق به گِل نشسته‌ای‌ست زندگی؟
در این خرابِ ریخته، که رنگ عافیت از او گریخته؛ به بن رسیده، راه بسته‌ای‌ست زندگی؟چه سهمناک بود سیل حادثه!
که همچو اژدها دهان گشود، زمین و آسمان ز هم گسیخت، ستاره خوشه خوشه ریخت.و آفتاب در کبود دره‌های آب غرق شد.هوا بد است. تو با کدام باد می‌روی؟چه ابر تیره‌ای گرفته سینه‌ی تو را که با هزار سال بارش شبانه‌روز هم دل تو وا نمی‌شود؟
تو از هزاره‌های دور آمدی.در این درای خون‌ف
صفت دوم انسان جذاب دوست داشتنی ونرمال بخشندگی است.
نسبت به هیچ کس کینه به دل نگیرید .
هرگز عصبانی نشید مگر موقعی که لازم باشد ، که به همان مقدار  کم وسازنده باشد.
بگذارید مردم شمارا با بخشندگی بشناسند.
کسی که دیر عصبانی می شود وزود می خندد و در می گذرد.
ميدانم  که داشتن ویا ایجاد چنين خصیصه ای آسان نیست.
ولی ارزش داره.
خرید پنجره مشبک چوبی گرد در کرج : استفاده از از پنجره های مشبک سنتی یو پی وی سی و شیشه های رنگی در معماری ایرانی اسلامی به وفور دیده می شود. این پنجره های  سنتی در هنگام تابش نور خورشید رقصي بسیار زیبا را از رنگ های سبز و قرمز آبی را با ساز چوب و شیشه به نمایش در خواهند آورد. این پنجره های مشبک  گرد و چوبی علاوه بر زیبایی خاصی که دارند دارای فواید بسیاری نیز می باشند که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. ادامه مطلب.
حوالی بیست تا سی سالگی ام و ميدانم که روش زیستنم اشتباه است .
ميدانم که چیزی بالاتر از سلامتی نیست .
میفهمم که
استرس
تشویش
دلهره
ترس از آزمون
ترس از نتیجه
ترس از آینده
وحشت از عقب ماندن
دلهره ی تنهایی
نگرانی از غربت
غصه های عصر جمعه .
اول مهر
14 فروردین
بیکاری
و .
هرگز ماندگار نیستند .
و هرگز ارزش لحظه های هدر رفته ام را ندارند .
ميدانم که یک کبد سالم چند برابر لیسانسم ارزشمند است .
کلیه هایم از تمامی کارهایم .
دیسک کمرم از متراژ خانه
ترا
این را حال بیش‌تر از قبل درک می‌کنم که ما همواره در میانه» (in medias
res ) هستیم، در ميانه‌ي اموری دشوار و به‌هم گره خورده که آن را زندگی
خودمان می‌نامیم، یا در ميانه‌ي جهان و فهم آن و ازین قبیل. این به این
معناست که ما از نظرگاهی بسیار بالاتر به امور نگاه نمی‌کنیم، بدون داشتن
هیچ‌گونه فهمی قبلی از آنان، با معلق ساختن تصمیم‌گیری هایمان در زندگی تا
رسیدن به نتیجه‌ی روشن. ما همواره در حال تصمیم‌‌گیری، قضاوت و عمل هستیم و
بوده‌ایم و زندگ
دانلود آهنگ شاد قدیمی برای رقص
دانلود گلچین آهنگ های شاد قدیمی رقصي
Download Old Happy Music For Dance

در این پست از دانلود آهنگ شاد برای شما دانلود آهنگ شاد قدیمی را با بالاترین کیفیت برای دانلود قرار دادیم
انتقادات و پیشنهادات خودتون در مورد سایت و نظرتون رو در مورد آهنگ از بخش نظرات برای ما بفرستین
دانلود آهنگ شاد قدیمی برای رقص | دانلود گلچین آهنگ های شاد قدیمی رقصي | آهنگ رقص
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها